تازيانه زده بودند كه از دنيا رفت .
تفسير عياشى : ج 2 ص 29 - از جمله سخنانى كه هارون به حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام گفت : وقتى او را آوردند . پرسيد اين خانه چيست ؟ امام فرمود : خانه تبهكاران است . اين آيه را خواند :
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا
. « 1 » هارون گفت : پس خانهء كيست ؟ فرمود : اصل اين خانه متعلق بشيعيان ما است ولى از نظر آزمايش فعلا در اختيار ديگران است . هارون گفت : پس چرا صاحب خانه منزل خود را نمىگيرد . فرمود : آباد از او گرفتهاند هرگز نميگيرد مگر موقعى كه بتواند آن را آباد كند كه اكنون آن وقت نيست .
مناقب شهر آشوب - ج 3 ص 114 - ابن عبد ربه در عقد الفريد مينويسد :
مهدى عباسى در خواب شريك قاضى را ديد كه صورت خود را از او برگردانيد وقتى بيدار شد خواب خود را براى ربيع نقل كرد . ربيع گفت : شريك مخالف تو است چون او فاطمى خالص است .
مهدى دستور داد شريك را حاضر كنند همين كه وارد شد به او گفت : شنيدهام تو طرفدار فاطمه هستى ! گفت : من تو را به خدا ميسپارم اگر فاطمى نباشى مگر منظورت از اين فاطمه دختر كسرى پادشاه ايران باشد .
مهدى گفت : نه . منظورم فاطمه دختر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است شريك گفت : تو خودت فاطمه زهرا عليه السّلام را لعنت ميكنى ؟ مهدى جواب داد هرگز ، به خدا پناه ميبرم از اين كار شريك گفت : كسى كه او را لعنت كند در بارهاش چه عقيده دارى ؟ مهدى گفت : خدا او را لعنت كند كه بفاطمه توهين نمايد .
شريك گفت : پس ربيع را لعنت كن ربيع گفت : نه به خدا من هم فاطمه زهرا را لعنت نمىكنم .
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 146 .