تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
جانب قيصر روم رفت و مرتد از اسلام شد و تمام قرآن را فراموش كرد مگر اين آيه
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
اين آيه را قيصر شنيد گفت چند مسأله براى فرمانرواى عرب مىفرستم اگر جواب آن سؤالها را داد اسيران عرب را آزاد مىكنم اگر پاسخ نداد آن اسيران را وادار مىكنم به پذيرش نصرانيت هر كدام پذيرفتند بعنوان برده و بنده خود مىپذيرم و هر كدام نپذيرفتند او را مىكشم . نامه‌اى براى عمر بن خطاب نوشت و اين مسائل را پرسيد : 1 - تفسير فاتحه . 2 - آبى كه نه از زمين است و نه از آسمان . 3 - كدام چيز است كه نفس مىكشد ولى روح در او نيست . 4 - عصاى موسى از چيست و چه نام دارد و طول آن چقدر است . 5 - كدام دختر بكرى است كه در دنيا متعلق به دو برادر است و در آخرت متعلق به يكى از آن دو . وقتى نامه به عمر رسيد از جواب آنها عاجز بود پناه به على بن ابى طالب عليه السلام برد . امير المؤمنين عليه السلام در جواب قيصر نوشت اين نامه از طرف على بن ابى طالب داماد پيامبر صلى الله عليه و آله كه وارث علم او و نزديكترين فرد به او و وزير او و شايسته مقام ولايت و كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داده از دشمنانش بيزار باشند نور چشم پيامبر و همسر دخترش و پدر فرزندش به جانب قيصر روم . اما بعد پس از حمد و ستايش خدا عالم خفيات و نازل‌كننده بركات هر كه را هدايت نمايد گمراه‌كننده نخواهد داشت و هر كه را گمراه نمايد هدايت‌كننده ندارد . نامه تو رسيد و عمر به من نشان داد اما جواب سؤال تو از اسم خدا اسمى است كه در او شفا از هر بيمارى است و كمك به هر دواء است و رحمان كمك است براى هر كس ايمان به او بياورد و آن نامى است كه جز خدا بر كسى نهاده نشده اما رحيم پس رحم مىكند به هر كس گناه كرده و توبه نمود و ايمان آورده و عمل صالح انجام دهد .
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
اين آيه ثناى ما است براى پروردگار بزرگمان به واسطه نعمت‌هائى كه به ما ارزانى داشته
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
او زمام تمام مخلوقات
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 57 | العلامة المجلسي / موسى خسروى