خبر ظاهر مستفيض متقابل با خبرى شبيه خود است و خبر متواتر متقابل با خبر متواتر . شاذ مىتواند با خبر شاذ مقابله كند . آنچه ما در مورد امير المؤمنين عليه السلام نقل مىكنيم مستفيض است و خبر بطور متواتر در موردش نقل شده بنا به تحقيق . اما آن دو خبرى كه آن مرد نقل كرد يكى شاذ است و از طريق آحاد رسيده ، سند خوبى هم ندارد و ديگرى معلوم است كه باطل است چون سند آن قطع شده و از ثقات كسى آن را نقل نكرده . اين دو خبر داراى چنين مشخصاتى است كه نمىتواند با مثل اخبار متواتر مقابله كند بلكه اخبار ظاهر خبر شاذ را رد مىكند و اخبار متواتر اخبار آحاد خلاف خود را باطل مىنمايد . در مرتبه دوم حديث اولى كه نقل كرد مىتوان چند وجه براى آن توجيه نمود كه سازگار با عقيده ما باشد . در مورد امير المؤمنين عليه السلام كه افضل از همه مردم است در علم : 1 - آن جناب قسم مىدارد براى اينكه كسى جرات نكند اضافه نمايد بر حديثى كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيده ، اطلاع داشت ولى به وسيله خبر هم مطلع مىشد .
2 - آن جناب قسم مىداد با اين كه مىدانست خبر دهنده راست مىگويد تا شنوندهها به صحت خبر بيشتر اعتماد نمايند و شك و ترديدى نداشته باشند .
3 - اين قسم دادن در مورد چيزهائى كه خودش به يقين اطلاع داشت براى آن بود كه حجت و دليل باشد وقتى حكمى نمود در مقابل اهل عناد و مخالفين و كسى نگويد . وقتى حكمى كرد على عليه السلام حكم شاذى نموده .
4 - ممكن است قسم دادن در مورد چيزهائى باشد كه ارتباط به حكم دينى نداشته . ارتباط به يك مسأله ادبى و موعظه و پند و حكمت يا ستايش فردى يا مذمت از انسانى باشد اشكالى ندارد كه در اين مسائل از ديگرى اطلاع كسب كند . در حالى كه آن ديگرى در علم دين به ايشان نيازمند است و رتبهاش از او در علم پائينتر است . با اينكه لفظ حديث چنين است
( ما حدثنى احد بحديث الّا استحلفته
» هيچ كدام برايم حديثى نقل نكرد مگر اين كه او را قسم دادم . خود اين حديث شاهد است كه قسم مىداده بر چيزى كه خودش اطلاع داشته ، زيرا محال است كه هر كس
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 443
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤٣