تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
موقعى كه هيچ آفريده‌اى وجود نداشت ، او بود . تغيير مكان نداد با موجودات است . ابو قره گفت پس چرا شما وقتى دعا مىكنيد دستهاى خود را به طرف آسمان بلند مىكنيد ؟ فرمود : خداوند از بندگان به شكلهاى مختلف عبادت خواسته و پناهگاهى چند قرار داده كه به آن جاها پناه برند و پرستشگاه‌هائى قرار داده از آنها عبادت لفظى و علمى و توجه خواسته است . دستور داده در موقع نماز به جانب كعبه رو كنند و حج عمره را در آنجا به جا آرند و امر كرده هنگام دعا و درخواست و زارى دستها را به سوى آسمان بلند كنند ، كه اين خود نشانه كوچكى و علامت بندگى و اظهار خوارى در نزد اوست . ابو قره گفت پس چه كس به خدا نزديكتر است ، ملائكه يا مردم ؟ فرمود : اگر منظورت نزديكى به اندازه طول وجب يا نيمى از دست است ، تمام اشياء از اين جهت يكسانند . آفريده او هستند . متوجه برخى از آنها نمىشود بطورى كه از بعض ديگر فاصله داشته باشد . بالاترين موجود را در اختيار دارد همان طورى كه پائين‌ترين آنها را تدبير مىكند . اولين را نيز مانند آخرين آنها به راه مىبرد بدون رنج و ناراحتى و كمك و مشورت و زحمت . اما اگر منظورت اين است كه كدام آفريده از نظر مقام به او نزديكتر است هر كدام بيشتر مطيع خدا باشد . خودتان روايت مىكنيد نزديكترين موقعى كه بنده به خداى خود نزديك مىشود همان موقعى است كه در سجده است و روايت داريد كه چهار ملك با يك ديگر ملاقات كردند . يكى از بالاى آسمانها آمده بود ، ديگر از پائين‌ترين قسمت آفريده‌ها . سومى از شرق موجودات ، چهارمى از غرب . از هم سؤال كردند از كجا مىآئيد ؟ همه گفتند از جانب خدا مرا براى فلان كار مأمور كرده . اين روايت گواه است كه قرب و بعد در مقام و منزلت است نه تشبيه و تمثيل . ابو قره گفت مگر شما قبول نداريد كه خدا روى چيزى قرار گرفته و محمول است . حضرت رضا فرمود : هر چه محمول باشد و بر روى چيز قرار داشته باشد مخلوق است و به ديگرى نيازمند است . محمول خود اسمى است كه در لفظ بىارزش است . حامل فاعل است و در لفظ پسنديده است . چنين اسمى سخن آن