است و تكذيب نمودن اوست كه خداوند منزه از چنين نسبتى است .
سپس حضرت رضا عليه السلام فرمود : پس چگونه مىآفريند چيزى را كه ساخت آن را نمىداند و اطلاع ندارد و چگونه است آن وقتى كه سازنده نداند چگونه مىسازد چيزى را قبل از ساختن آن . او متحير و سرگردان است كه منزه است خداوند از چنين نسبتى .
سليمان گفت اراده همان قدرت است . حضرت رضا عليه السلام فرمود : خداوند قدرت دارد بر چيزى كه هرگز اراده آن را نكرده . بايد همچنين باشد . زيرا مىفرمايد
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
. اگر اراده همان قدرت باشد ، پس بايد اراده از بين بردن وحى را نموده باشد ، چون قدرت از بين بردن آن را دارد . سليمان نتوانست حرفى بزند . مأمون گفت سليمان ! اين آقا داناترين فرد بنى هاشم است . بعد مجلس به هم خورد و متفرق شدند .
شيخ صدوق رحمة الله عليه ، پس از ذكر اين دو خبر مىنويسد : مأمون هر يك از دانشمندان و متكلمين را كه مىشنيد در جايى هست او را به حضور مىخواند تا با حضرت رضا عليه السلام به مناظره پردازد . چون زياد علاقه داشت يك نفر آن جناب را مغلوب كند . چون سخت به آن جناب و مقام علمى ايشان حسد مىورزيد .
ولى حضرت رضا عليه السلام با احدى مناظره نكرد مگر اينكه اقرار به فضل او كرد و حجت را بر آنها تمام نمود زيرا خداوند پيوسته حجت خود را بالاتر قرار مىدهد و حجت خويش را يارى مىنمايد .
اين وعده را در قرآن كريم خود داده است
إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
منظور از
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
در آيه ائمه هدى عليهم السلام و پيروان عارف به آنها و كسانى كه اخذ علم از ايشان نمودهاند آنها را يارى مىكند با حجت و استدلال بر مخالفين تا وقتى در دنيا هستند همين طور نيز در آخرت خداوند وعده خلافى نخواهد كرد .
عيون الاخبار صفحه 345 .
صفوان بن يحيى دوست صابرى گفت ابو قره دوست جاثليق از من درخواست