تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
آن است و نمىتوان به خدا نسبت داد . سليمان از جواب و ادامه سخن عاجز شد . سپس حضرت رضا عليه السلام فرمود : سليمان از تو سؤالى مىكنم . عرض كرد فدايت شوم . فرمود : بگو ببينم تو و پيروانت با مردم بحث و مناظره مىكنيد با مطالبى كه خودتان مىفهميد و مىدانيد يا با چيزهائى كه نمىفهميد و نمىدانيد ؟ عرض كرد با چيزهائى كه مىفهميم و مىدانيم . حضرت رضا عليه السلام فرمود : پس در اين صورت مردم چنين مىپندارند كه اراده‌كننده ، غير از اراده است و مريد قبل از اراده وجود دارد و فاعل قبل از مفعول است . اين اعتقاد شما را باطل مىكند كه مدعى هستيد مريد و اراده شما واحد است . سليمان گفت فدايت شوم اين مطلب منطبق با صورتى كه مردم مىفهمند و مىدانند نيست . فرمود : پس شما ادعا مىكنيد از چيزى اطلاع داريد بدون معرفت و گفتيد اراده مانند شنوائى و بينائى است ، با اين توجيه كه كردى چنين ادعائى بر خلاف فهم و عقل مردم است ( چنين چيزى را نمىتوان اثبات نمود ) . سپس حضرت رضا عليه السلام فرمود : سليمان ! آيا خداوند تمام آنچه در بهشت و جهنم است مىداند ؟ سليمان در پاسخ گفت آرى . فرمود : پس هر چه در بهشت است همانهائى است كه خدا مىداند ؟ ! سليمان گفت همين طور است . فرمود : اگر آنچه خداوند از نعمت‌هاى بهشت مىداند همه را به آنها ارزانى داشت ، بطورى كه هيچ چيز باقى نمىماند . آيا ديگر به آنها چيز اضافه‌اى نمىدهد و به همان مقدار اكتفا مىنمايد ؟ سليمان گفت نه ، اضافه مىدهد . فرمود : در اين صورت اضافه داد چيزى را كه در علم او نبود و نمىدانست كه خواهد بود . سليمان گفت اضافه دادن انتهائى ندارد . امام عليه السلام فرمود : پس در اين صورت خداوند احاطه علمى به آنچه در بهشت و جهنم است نخواهد داشت ، زيرا انتهاى آن را نمىداند . وقتى احاطه علمى نداشت نمىداند چه چيز در بهشت و جهنم خواهد بود . خداوند منزه است از چنين نسبتى . سليمان گفت ما كه مىگوئيم نمىداند ، چون انتها ندارد زيرا خداوند عالم آخرت را سراى جاويد دانسته . ما نمىخواهيم براى آن انقطاع و تمام شدن قرار دهيم .