تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مىآورد يا حرارت خويش را هم مىسوزاند يا چشم خود را هم مىبيند ( يعنى همانطور كه حرارت خود را مىسوزاند و چشم خود را نمىبيند ، خداوند نيز از فعل و كار خود تغيير نمىيابد ) گفت صحيح است . گفت آقا بفرمائيد آيا خدا در خلق است يا خلق در خدا قرار دارد ؟ فرمود : عمران خداوند منزه از چنين حرفهاست ، اينك به لطف خدا برايت مثالى مىزنم كه درك كنى . بگو ببينم وقتى به آينه نگاه مىكنى و خود را در آن مىبينى تو در آينه هستى يا آينه در تو قرار دارد ؟ اگر هيچ كدام از شما دو تا در هم قرار نداريد پس به چه چيز خود را در آن مىبينى ؟ ! عمران گفت به وسيله نورى كه بين من و آينه قرار دارد . حضرت رضا عليه السلام فرمود : آيا آن نورى كه در آن آينه است بيشتر از نورى است كه در چشم خود مىيابى ؟ گفت آرى . فرمود : پس به ما نشان ده . عمران نتوانست جوابى بگويد . حضرت رضا عليه السلام فرمود : پس در واقع نور واسطه شده كه خود و آينه را ببينى بدون اينكه در يكى از شما دو تا داخل شود ( پس امكان دارد خداوند نيز تأثير در آفرينش نمايد بدون اينكه او در آنها باشد يا آنها در او باشند ) فرمود : براى اين موضوع مثالهاى زيادى هست غير از اين مثال كه جاى اشكال و ايرادى نيست .
وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى
در اين موقع حضرت رضا عليه السلام رو به جانب مأمون نموده فرمود : موقع نماز است . عمران صابى عرض كرد آقا بحث و سخن مرا قطع نفرمائيد ، قلبم رقت يافته و دلم تكان خورده . حضرت رضا عليه السلام فرمود : نماز مىخوانم بعد ادامه خواهم داد ، از جاى حركت كرد مأمون نيز برخاست . حضرت رضا عليه السلام در داخل مجلس نماز خواند ، مردم در خارج پشت سر محمد بن جعفر نماز خواندند ، بعد از نماز حضرت رضا عليه السلام در جايگاه خود قرار گرفت و عمران را خواست ، به او فرمود : اكنون سؤال كن . گفت آقا بفرمائيد آيا يكتائى خدا را با درك كنه و حقيقت او مىيابيم يا با درك صفاتش ؟ فرمود : خداوند آفريننده يكتاى بىهمتا بود ، بدون اينكه چيزى با او