تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
پس چرا كسى كه معتقد به يگانگى اوست و خداشناس است عذاب مىنمايد ؟ فرمود : منكر خدائيش را براى ابد و هميشه عذاب مىكند و اما معترف را كيفر مىكند به واسطه معصيت و مخالفتش نسبت به دستوراتى كه به او داده ، بعد از عذاب خارج مىشود و خداى به هيچ كس ستم روا نمىدارد . گفت بين كفر و ايمان فاصله‌اى وجود دارد ؟ فرمود : نه . پرسيد ايمان و كفر چيست ؟ فرمود : ايمان تصديق چيزى است كه از او پنهان است مانند عظمت خدا كه اين تصديق از مشاهده مصنوعات و مخلوقات به وجود مىآيد و كفر انكار آن است . گفت شرك چيست و شك چيست ؟ فرمود : شرك اين است كه با خداى يكتا كه مثل و مانند ندارد ديگرى را شريك نمايد و شك عبارت است از اينكه دلش به چيزى معتقد نشود . گفت آيا عالم جاهل مىشود ؟ فرمود : عالم است نسبت به آنچه مىداند و جاهل است نسبت به چيزهائى كه نمىداند . پرسيد سعادت و شقاوت چيست ؟ فرمود : سعادت دست آويزى است كه سعيد به آن چنگ زده و او را به نجات مىرساند و شقاوت خذلان و بدبختى است كه شقى به آن تمسك جسته كه موجب هلاكش مىشود همه را هم خداوند عالم است . گفت بفرمائيد وقتى چراغ خاموش مىشود نورش كجا مىرود ؟ فرمود مىرود و برنمىگردد . گفت پس شما انكار نمىكنى كه انسان هم همانطور باشد وقتى مرد و روح از بدن خارج شد ديگر برنگردد و هيچ وقت مانند نور چراغ كه ديگر برنگردد ؟ فرمود قياس ناصحيح كردى . فرمود آتش در درون اجسام نهفته است اما اجسام پايدار به ذات خويشند مانند سنگ و آهن وقتى يكى را به ديگرى زدى از بين آن دو آتشى افروخته مىشود كه چراغ روشن مىگردد و داراى نور است پس آتش در درون اشياء است و نور مىرود . روح جسم لطيفى است كه به او لباس كلفتى پوشيده‌اند مانند چراغى كه گفتى نيست آن كسى كه در رحم جنين را از آب صاف آفريده و در آن چيزهاى مختلفى تركيب نموده از رگ و پى و دندان و موى و استخوان و چيزهاى ديگر بعد از مرگ زنده‌اش مىكند و دو مرتبه پس از فنا بازش مىگرداند .