سپس فرمود : هر ستارهاى از ستارگان زير پوشش تدبيرى است آنها نيز مانند بندگانند كه مأمور به كار معينى هستند و از كار ديگرى ممنوع مىباشند اگر قديم و ازلى باشند نبايد از حالى به حال ديگر تغيير نمايند .
گفت آنها كه مدعى هستند اين نظام از طبايع چهارگانه ( سردى ، گرمى ، رطوبت و خشكى ) به وجود آمده .
فرمود : كسى كه مالك بقاء نيست و نمىتواند حوادث را از خود دفع نمايد و شب و روز او را دستخوش تغيير قرار داده نمىتواند پيرى را بر طرف نمايد و اجل را دفع كند چه مىتواند انجام دهد ؟
گفت بفرمائيد چه جواب داريد در مورد كسى كه مدعى است موجودات پيوسته در توالد و تناسل هستند و قرنها از پى هم مىگذرد كه بيماريها و ناراحتىها و انواع آفتها سبب هلاكت آنها مىشود . اين وضع شاهد اوضاع قبل است و قرن حاضر دليل قرن سابق . مردم را به همين وضع مشاهده كردهاند مانند گياهها و درختها . در هر مدت زمانى حكيمى پيدا مىشود كه اطلاع از مصالح مردم دارد و قدرت تأليف كتاب نيز دارد كه با زيركى و هوشيارى كتابى تأليف مىكند به عنوان دستور العمل ميان مردم مىنهد كه به كار نيك گرايند و از كار بد خوددارى نمايند تا به فتنه و آشوب روى نياورند و يك ديگر را نكشند .
فرمود : واى بر تو ! كسى كه ديروز از مادر متولد شده و فردا از دنيا خواهد رفت ، چه اطلاع از قبل و بعد دارد ؟ ديگر اينكه انسان از اين سه حال خارج نيست ، يا خود را آفريده يا ديگرى او را آفريده و يا از ازل وجود داشته . ردّ مطلب اوّل : چيزى كه نبوده نمىتواند چيزى را بيافريند در حالى كه خود وجود ندارد و چيزى نيست ، مطلب دوم : همچنين آنچه نبوده بعد بوجود آمده نمىداند ابتدايش چگونه بوده است . اگر انسان ازلى باشد نبايد دستخوش حوادث قرار گيرد ، زيرا ازلى در او ايام اثرى ندارد و در معرض فنا قرار نمىگيرد ، با اينكه ما هيچ ساختمانى را بدون سازنده و بنّا و هيچ اثرى را بدون مؤثر و هيچ تأليف و تركيبى را بدون مؤلف و مركب نمىيابيم . كسى كه خيال كند پدرش او را آفريده گفته مىشود پدرش را كه آفريده ؟
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٨