تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
خواهران و دختران خود و خاله‌ها و زنان شوهردار گوشت مرده و شراب و خون را حلال مىشمارند . تمام فرقه‌ها اعتقاد ايشان را زشت مىشمارند و تمام ملل آنها را لعنت مىكنند . وقتى از آنها دليلى بخواهى كناره مىروند و سرباز مىزنند اعتقاد آنها را تورات تكذيب نموده و قرآن لعنت مىكند . با تمام اين خرافات مىگويند خداى ما از قالبى به قالب ديگر نقل مكان مىكند و ارواح ازلى همان‌هائى هستند كه با آدم بوده‌اند همين طور نقل و انتقال نموده‌اند تا عصر ما يكى پس از ديگرى وقتى خالق به صورت مخلوق باشد ، چه دليل مىتواند بياورد كه يكى از آنها خالق ديگرى است . مىگويند ملائكه از همان اولاد آدم هستند وقتى از امتحان درآمدند و به مرتبه عالى دين رسيدند و تصفيه شدند ملك مىشوند در بعضى از گفتار خود متمايل به نصرانيان مىشوند و در بعضى پيرو طبيعيين هستند . مىگويند اشياء به صورت حقيقى خود نيستند . بر آنها لازم است كه از خوردن هر نوع گوشتى پرهيز كنند زيرا چهارپايان ، به عقيده آنها تمام از فرزندان آدم هستند كه صورتشان تغيير يافته نبايد گوشت خويشاوندان خود را بخورند . گفت بعضى معتقدند با خدا يك طينت و سرشت موذى همراه است كه از دست او رهائى ندارد مگر با او بياميزد و در آن حلول كند از همان طينت و سرشت اشياء را آفريده . فرمود : سبحان الله چقدر عاجز و ناتوان است خدائى كه مىگويند قادر است اما از دست آن طينت رهائى ندارد . اگر آن طينت زنده و ازلى است پس دو خداى قديم مىشوند و با يك ديگر آميخته و تدبير جهان را مىكنند اگر اين مطلب درست باشد پس مرگ و نابودى از كجا است ؟ اگر آن طينت مرده باشد بقائى براى مرده يا ازلى قديم نخواهد بود و مرده نمىتواند منشأ موجود زنده شود ، اين عقيده ديصانيها است كه از تمام كفار خرافىتر و بىبنيادترند دل بر كتاب‌هائى بسته‌اند كه پيشينيان آنها نوشته‌اند پر از سخنان مزخرف بدون دليل و اصلى استوار كه ادعاى ايشان را ثابت كند تمام اين مزخرفات مخالف خدا و پيامبران است و تكذيب مطالبى است كه آنها