تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
آشكار مىگردد . مگر نمىبينى خورشيد از آسمان طلوع مىكند كه روشنائى روز است و پايدارى جهان به او پيوسته است اگر از درخشش باز ايستد هر كه در روى زمين است سرگردان و هلاك مىشود . ماه نيز در آسمان طلوع مىكند كه نور شب است به وسيله آن تشخيص ماه و سال و حساب و روزها داده مىشود ، اگر باز ايستد مردم سرگردان مىشوند و نقشه جهان بر هم مىخورد در آسمان ستارگانى وجود دارد كه به وسيله آنها راه را مىيابند در تاريكى ، خشكى و دريا و از آسمان باران فرود مىآيد كه سبب زندگى تمام چيزها از زراعت و نباتات و چهارپايان و تمام آفريده‌ها است . اگر باران نبارد زندگى ادامه نخواهد يافت و تغيير پيدا مىكند . ابر و رعد و برق و صاعقه تمام اينها دليلى است بر اينكه آنجا مدبرى وجود دارد كه تدبير هر چيزى در اختيار اوست و از جانب او فرود مىآيد جز اينكه تو قبول نمىكنى مگر چيزى را كه با چشم ببينى . آنچه با چشم مبينى اگر انديشه خرد را به كار برى برايت كافى است . گفت اگر خداوند در هر صد سال يك مرتبه از مرده‌ها گروهى را برمىگرداند تا سؤال كنيم چه بر آنها گذشته و بعد از مرگ را در چه وضعى بوده‌اند و در باره ايشان چه كرده‌اند سبب مىشود كه مردم يقين پيدا بكنند و ترديد از دلهايشان مىرود . فرمود : اين سخن كسى است كه منكر پيامبران باشد و آنها را تكذيب كند و گفتار ايشان را كه از جانب خداوند مىگويند نپذيرد . خداوند توسط پيامبران حال فوت‌شدگان ما را بيان نموده كسى از خدا و پيامبران راستگوتر هست با اينكه گروهى به دنيا برگشته‌اند از مرده‌ها از قبيل اصحاب كهف كه سيصد و نه سال مرده بودند بعد خداوند آنها را برانگيخت در زمانى كه مردم منكر بعث و زنده شدن بودند تا حجت بر آنها تمام گردد و قدرت خدا را ببينند . خداوند ارمياى پيغمبر را مىميراند وقتى گذرش بر خرابه‌هاى بيت المقدس افتاد . پس از جنگ بخت نصر با خود گفت چگونه خداوند اين مرده‌ها را زنده مىكند . صد سال در آنجا مرده بود ، پس از آن زنده شد مىديد چگونه اعضايش به هم وصل مىشود و گوشت بر آنها مىرويد ، بندها و رگهايش به هم مىپيوندد . همين كه صحيح و سالم نشست گفت فهميدم كه