تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
خداى توانا بر هر چيز قادر است . از آن جمله هزاران نفر بودند كه از وطن خود از ترس طاعون فرار كردند ، خداوند آنها را ميراند و مدتها مرده بودند تا استخوانهايشان پوسيد و بندها از هم گسيخت و به صورت خاك درآمدند ، خداوند وقتى تصميم گرفت قدرت خويش را نشان دهد پيامبرى به نام حزقيل را برانگيخت ، او اين مردگان را فرا خواند ، بدنهاى آنها گرد هم آمد و روح به پيكرهايشان برگشت ، از جا حركت كردند به همان صورتى كه مرده بودند ، يك نفر از آنها كم نشده بود و مدتها پس از آن زندگى كردند خداوند گروهى را كه با موسى به كوه طور رفته بودند و مىگفتند خدا را به ما آشكارا نشان بده آنها را ميراند سپس زنده گردانيد . گفت بفرمائيد آنها كه ادعاى تناسخ ارواح را دارند « 1 » از كجا چنين ادعائى را كرده‌اند و چه دليل بر گفته خود دارند . فرمود مدعيان تناسخ پشت به افكار دين نموده و گمراهى را براى خود پسنديده‌اند و دل به شهوت‌رانى بسته‌اند گمان مىكنند آسمان خالى از چيزهائى است كه گفته شده و آفريننده جهان به شكل همين مردم است دليل آنها اين روايت است كه گفته‌اند خداوند آدم را به شكل خود آفريد . مىگويند بهشت و جهنم و قيامت و رستاخيزى وجود ندارد قيامت در نظر آنها خارج شدن روح از بدن و داخل شدن در بدن ديگرى است . اگر آدم نيكوكارى باشد داخل قالبى مىشود كه از بدن اول بهتر باشد ، در درجه‌اى بالاتر از نظر دنيا اگر گناهكار باشد يا عرفان نداشته باشد در قالب يكى از چهارپايان كه در دنيا رنج كش هستند يا حشرات منفور وارد مىشود . روزه و نماز و عبادتى ندارند به جز شناسائى كسى را كه واجب مىشمارند شناختن او را هر نوع شهوت رانى با زنان براى آنها حلال است از قبيل ازدواج با
هامش
( 1 ) پيروان اين ادعا مىگويند خداوند تعداد محدودى روح آفريده و روح‌ها را در بدنها مىگرداند ممكن است روح فلان كس تاكنون چند بدن را تعويض كرده باشد .