فصيح كه امر به معروف و نهى از منكر مىكرد و عمرش به شصت و سه سال رسيد .
چيزى بعد از خود به جاى نگذاشت مگر انگشترى كه بر آن نقش بود
لا إله الا الله محمد رسول الله صلى الله عليه و آله
و بدست راست مىكرد و شمشيرش ذو الفقار و عصايش و جبهاى پشمينه و كسائى پشمينه كه به كمر مىبست نه او را تكه كرده بود و نه دوخته بود تا از اين جهان به لقاء الله پيوست .
پادشاه گفت ما در انجيل مىيابيم كه داراى ملكى بود كه به دو نوادهاش مىرسيد آيا چنين چيزى وجود داشت ؟ فرمود صحيح است . پرسيد آيا براى شما باقى مانده ؟ فرمود نه . پادشاه گفت اين اولين فتنه اين امت است بر مردم و بر قدرت پيامبر و اصحاب ذريه خودش كه از آنها قائم به حق است آمر به معروف و ناهى از منكر .
بعد پادشاه پرسيد از هفت چيز كه خداوند آفريد و در رحمى قرار نداشتهاند .
امام حسن عليه السلام فرمود آدم بعد حوا ، سپس قوچ ابراهيم ، بعد ناقه صالح ، سپس ابليس ملعون ، بعد مار و پس از آن كلاغى كه در قرآن نام برده شده سپس از ارزاق خلايق پرسيد .
فرمود ارزاق خلايق در آسمان چهارم است كه به اندازه نازل مىشود و با مقدار معينى بسط و گسترش مىيابد . آنگاه از ارواح مؤمنين پرسيد كه بعد از مرگ كجايند ؟
فرمود در صخره بيت المقدس جمع مىشوند در هر شب جمعه و آن عرش كوچك خدا است . از آنجا خدا زمين را گسترده و به سوى آن مىپيچد و از همان جا محشر است و از آنجا خداى زمين را گسترده و به سوى آن مىپيچد و از همان جا محشر است و از آنجا خداى عزيز استيلا بر آسمان جست و همچنين ملائكه .
بعد از ارواح كفار پرسيد كه در كجا جمع مىشوند ؟
فرمود در سرزمين حضر موت پشت شهر يمن سپس خداوند آتشى از مشرق و آتشى از مغرب مىفرستد و دو باد شديد مىوزد و مردم محشور مىشوند كنار صخره بيت المقدس هر كه مستوجب بهشت باشد وارد بهشت مىشود و هر كه مستوجب آتش باشد داخل آن مىشود
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
.
وقتى امام حسن عليه السلام تمثالها را براى او توجيه كرد و سؤالاتش را جواب