تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
سينه‌هايش برمىآيد و گر نه او را مىگويند ادرار كن به ديوار اگر ادرارش به ديوار خورد مرد است اما اگر ريخت چنانچه ادرار شتر مىريزد او زن است . اما آن ده چيز كه يكى از ديگرى سخت‌تر است عبارت است از سنگ كه سخت‌ترين چيز است كه خدا آفريده از سنگ سخت‌تر آهن است كه سنگ را قطع مىكند از آهن سخت‌تر آتش است كه آهن را آب مىكند و از آتش سخت‌تر آب است كه آتش را خاموش مىكند و از آب سخت‌تر ابر است كه حاصل آب است و از ابر سخت‌تر باد است كه ابر را حمل مىكند و از باد سخت‌تر فرشته‌اى است كه آن باد را مىفرستد و از او سخت‌تر ملك الموت است كه آن فرشته را مىميراند و شديدتر از ملك الموت مرگ است كه ملك الموت را مىميراند و شديدتر از مرگ امر خداى جهانيان كه مرگ را مىميراند . شامى گفت گواهى مىدهم كه تو پسر پيامبرى و اينكه على عليه السلام شايسته‌تر به مقام خلافت است تا معاويه . اين جوابها را نوشت و براى معاويه برد . معاويه براى پادشاه روم فرستاد . پادشاه روم برايش نوشت با سخن خود با من صحبت نكردى و جوابى دادى كه جواب تو نبود . به حضرت مسيح سوگند اين جواب مال تو نيست اين نيست مگر از معدن نبوت و محل رسالت اما اگر تو يك درهم از من بخواهى نمىدهم . در تفسير قمى صفحه 595 - 599 . حضرت صادق عليه السلام از آباء گرام خود نقل كرد : وقتى جريان امير المؤمنين عليه السلام و معاويه به پادشاه روم رسيد كه دو نفر بر سر ملك با يك ديگر به جنگ پرداخته‌اند پرسيد از كجا خارج شده‌اند ؟ گفتند يكى از كوفه و ديگرى از شام . پادشاه به وزراء خود گفت بگرديد ببينيد مىتوانيد از تجار عرب كسى را بيابيد كه آنها را براى من توصيف نمايد . دو نفر تاجر شامى براى او آوردند و دو نفر از تجار مكه . از اينها امتيازات آن دو را پرسيد . قيافه‌هاى آنها را توضيح دادند به خزينه‌دار خود گفت ليست‌ها را بياوريد . آنها را آوردند نگاه كرد . گفت مردى در شام قيام كرده گمراه است و آن كس كه در كوفه قيام نموده هادى است .