امير المؤمنين عليه السلام فرمود خدا بكشد پسر هند جگرخوار را چقدر گمراه و كور است و كسانى كه اطرافش را گرفتهاند . كنيزى را آزاد كرده بود ياد نداشت چگونه با او ازدواج نمايد . خداوند بين من و اين امت حكومت كند . پيوند مرا با پيامبر صلى الله عليه و آله مراعات نكردند و سابقهام را در اسلام و شدائدى كه متحمل شدم براى پايدارى دين در نظر نگرفتند ، حقّم را ندادند و مقام عظيم مرا كوچك انگاشتند و با يك ديگر در راه پيكار با من همداستان شدند .
فرمود برويد حسن و حسين عليهما السلام و محمد بن حنيفه را بياوريد . آنها را حاضر كردند فرمود شامى ! اين دو فرزندان پيامبرند اما اين فرزند من است . از هر كدام مايلى بپرس . اشاره كرد از همين آقا كه مويهاى پرپشت دارد بپرسم . به امام حسن عليه السلام اشاره نمود كه كم سن بود . امام مجتبى عليه السلام فرمود هر سؤالى دارى بكن . شامى گفت : فاصله بين حق و باطل چقدر است و بين آسمان و زمين و بين مشرق و مغرب ؟ قوس و قزح چيست ؟ محلى كه ارواح مشركين در آنجا منزل دارند چيست و محلى كه ارواح مؤمنين آنجا مسكن گزيدند كدام ؟ مؤنث چيست و آن ده چيز كه هر كدام از ديگرى سختترند كدام است ؟
امام مجتبى عليه السلام فرمود بين حق و باطل چهار انگشت فاصله است . هر چه با چشم ديدى حق است با اينكه با گوش باطل بسيارى را شنيدهاى . شامى گفت صحيح است . فرمود بين آسمان و زمين به اندازه دعاى مظلوم فاصله است و به اندازه ديد چشم ، هر كس جز اين گفت او را تكذيب كن . گفت راست مىگوئيد . فرمود بين مشرق و مغرب به اندازه يك روز راه خورشيد است كه او را مشاهده مىكنى از مشرق طلوع مىكند و در مغرب غروب . شامى گفت صحيح است . پرسيد قوس و قزح چيست ؟ فرمود واى بر تو نگو قوس و قزح زيرا قزح اسم شيطان است اين قوس الله است و علامت فراوانى و امان براى اهل زمين از غرق است .
اما چشمهاى كه در آنجا ارواح مشركين جا دارند برهوت است و محلى كه ارواح مؤمنين جاى دارند سلمى نام دارد . مؤنث كسى كه معلوم نيست مرد است يا زن . بايد انتظار كشيد اگر محتلم شد مرد است و اگر زن باشد حيض مىشود و
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٦