را در ميان ايشان اجرا مىكنم .
سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : ابا جهل ، خداوند عذاب را از تو رفع نموده براى اينكه مىداند به زودى از نژاد تو فرزندى پاك بوجود خواهد آمد . همان فرزندت عكرمه او فرمانرواى مسلمانان خواهد شد كه از شخصيتهاى برجسته است در نزد خدا تا وقتى كه مطيع خدا باشد . اگر اين جريان نبود عذاب بر تو و ساير قريش نازل مىشد بواسطه اين درخواستى كه كردند ولى خداوند مىداند گروهى از ايشان به پيامبرش ايمان مىآورند و سعادتمند مىشوند . خداوند جلو اين سعادت را از آنها نمىگيرد و از ايشان دريغ نمىدارد يا از او مؤمنى متولد مىشود كه پدرش را مهلت مىدهند تا فرزندش به سعادت برسد .
اگر اين مطلب نبود عذاب بر همه آنها نازل مىشد . به آسمان نگاه كن .
ابا جهل چشم گشود ديد دربهاى آسمان باز است و آتش فرود مىآيد كه بالاى سر آنها قرار دارد بطورى نزديك شد كه حرارت آتش را احساس كردند . پيكر ابا جهل و گروه حاضر به لرزه افتاد ، پيامبر اكرم فرمود : نترسيد خداوند شما را از ميان نمىبرد با اين آتش اين عذاب را نازل كرد تا شما پند بگيريد از پشت آن گروه نورهائى خارج شد و به آسمان برآمد و در مقابل آنها قرار گرفت و به آسمان برگشت چنانچه از آسمان آمده بود .
پيامبر اكرم فرمود : بعضى از اين نورها همان نورهائى است كه خداوند مىداند بواسطه ايمان به من سعادتمند مىشوند و بعض ديگر نورهائى است از فرزندانى پاك كه به برخى از شما مربوط است پدرانشان به من ايمان نمىآورند ولى آن فرزندان ايمان خواهند آورد .
3 - تفسير امام - شيخ مفيد نقل مىكند از سعيد بن مينا از چند نفر از اصحاب كه گروهى از قريش با پيامبر اكرم ( ص ) روبرو شدند از جمله عتبة بن ربيعة و امية بن خلف ، وليد بن مغيرة و عاص بن سعيد گفتند : يا محمد بيا ما خداى تو را عبادت مىكنيم و تو نيز خداى ما را عبادت كن ، ما و تو هر دو شريك باشيم در اين كار . اگر اعتقاد ما بر حق باشد تو هم از آن بهرهمندشدهاى و اگر معتقدات تو بر حق باشد ما نيز بهره خود را بردهايم . خداوند اين سوره را نازل نمود :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ . وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
. . .
بعد ابى بن خلف استخوان پوسيدهاى را با دست خود نرم كرده آن را به باد داد و گفت