حاضر كنى كه با چشم ايشان را ببينيم .
پيامبر اكرم فرمود : ابا جهل ، مگر داستان ابراهيم خليل را نشنيدهاى ؟ وقتى خداوند او را به ملكوت آسمانها بلند كرد كه اين آيه شاهد آن است :
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
. ديد چشم او قوى شد بطورى كه زمين و آنچه بر روى زمين بود چه پنهان و چه آشكارا مىديد . در همين موقع مشاهده كرد زن و مردى مشغول عمل منافى عفتند . از ديدن چنين جريانى آنها را نفرين كرد كه هلاك شوند . هر دو مردند . بعد باز دو نفر ديگر را مشاهده كرد بر آن دو نيز نفرين نمود ، آن دو هم مردند . براى مرتبه سوم دو نفر ديگر را به اين كار مشغول ديد تا خواست نفرين كند ، خداوند به او وحى نمود : ابراهيم از نفرين خوددارى كن نسبت به زن و مرد بندهى من ، من بخشنده و مهربانم و جبار و حليم هستم مرا گناه بندگانم زيان نمىرساند همانطور كه اطاعت و بندگى آنها نيز سودى نمىبخشد هرگز با آنها معامله قهرآميز نمىكنم مثل تو ، از نفرين نسبت به زن و مرد بندگانم خوددارى كن ، تو يك بندهاى هستى كه بايد بندگانم را بترسانى . مرا در ملك شريكى نيست و نه مراقب و فرمانروائى دارم .
بندگان من نسبت به من در يكى از سه حالت هستند :
1 - يا توبه مىكنند و من توبه آنها را مىپذيرم و گناهشان را مىبخشم و كار زشت آنها را مىپوشانم .
2 - يا آنها را عذاب نمىكنم چون مىدانم از نژاد ايشان فرزندانى مؤمن بوجود خواهد آمد ، نسبت به پدر و مادر كافر آنها مدارا مىكنم و عذاب نمىنمايم تا آن فرزند مؤمن متولد شود ، وقتى متولد شد گرفتار عذاب و بلاى من مىشوند .
3 - اگر نه جزء دسته اول و نه دسته دوم باشند آن كيفرى كه براى آنها آماده كردهام شديدتر از نفرينى است كه تو مىكنى ، زيرا عذاب و كيفر من براى بندگان مناسب كبريا و جلال من است .
اينك ابراهيم ، مرا با بندگانم واگذار من به آنها از تو مهربانترم ، مرا با آنها واگذار چون من جبار و حليم و حكيم هستم با علم خود تدبير امور آنها را مىنمايم و قضا و قدر خويش