تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

بخش چهارم ازدواج با ام الفضل و آنچه در اين مجلس اتفاق افتاد

مناقب شهر آشوب - در تاريخ بغداد از يحيى بن اكثم نقل مىكند كه مأمون يك سخنراني كرد و گفت : « الحمد للَّه الذى تصاغرت الامور بمشيته و لا إله الا اللَّه اقرارا بربوبيته و صلي اللَّه علي محمّد عبده و خيرته » . مردم ! خداوند ازدواج را كه پسنديده است بهترين وسيله هم بستگى و پيوند قرار داده بدانيد من دخترم زينب را به ازدواج محمّد بن علي بن موسى الرضا در آوردم و مهر او را كه چهار صد در هم است از طرف ايشان پرداختم . گفته‌اند : در آن موقع امام جواد عليه السّلام نه سال و چند ماه داشت . مأمون پيوسته در اجلال و احترام ايشان كوشش مىكرد . مهج الدعوات - ابراهيم بن محمّد بن حارث نوفلى گفت پدرم كه خادم حضرت رضا عليه السّلام بود نقل كرد وقتى كه مأمون دختر خود را به ازدواج حضرت جواد در آورد . نامه‌اى براى او نوشت كه خداوند براى هر زنى مهرى قرار داده از اموال شوهرش ، خداوند اموال و ثروت ما را در آخرت ذخيره نموده همان طورى كه اموال شما را در همين دنيا پرداخته و گنج‌هاى آن در روى همين زمين است مهر دختر ترا همين دعاها قرار دادم كه نام آن دعا « الوسائل الى المسائل » است كه مجموعه‌اى از مناجات است پدرم به من داده و فرموده است پدرش موسى بن جعفر به او عنايت كرده و ايشان از پدرش جعفر بن محمّد و آن سرور از پدر خود محمّد بن علي و ايشان از پدرش علي بن الحسين و آن جناب از پدر خود حسين بن علي و ايشان از برادرش امام حسن و حضرت امام حسن از پدر عزيز خود علي بن ابى طالب و ايشان از پيامبر اكرم گرفته و آن سرور از جبرئيل دريافت داشته كه پيغام از خداى