تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
نويسندگان و قاضيان و فقهاء و مردمان كه جزء عدول بودند نشان داده گفت اين حسن بن على بن محمّد بن رضا است كه باجل خود در خانه‌اش از دنيا رفته كه شاهد فوت ايشان از غلامان مخصوص خليفه فلان كس و فلان كس . . . و از پزشكان فلانى و از قاضيان فلان كس و فلان كس بوده است . در اين موقع روى صورتش را پوشانيد از جاى حركت كرده به نماز پرداخت و پنج تكبير گفت دستور داد جنازه‌اش را بردارند از داخل حياط برداشتند و در همان محلى كه پدرش دفن شده بود دفن كردند . پس از دفن او و متفرق شدن مردم سلطان و يارانش خيلى ناراحت بودند در جستجوى فرزندش بسيار جستجو و تفتيش كردند از منازل و خانه‌ها و در مورد تقسيم ميراثش توقف نمودند آنهائى كه نگهبان صقيل بودند كه مدعى باردارى بود دو سال صبر كردند تا يقين نمودند حامله نيست . در اين موقع ميراث او را بين مادر و برادرش جعفر تقسيم كردند مادرش ادعاى وصيت كرد در نزد قاضى نيز ثابت شد ولى سلطان پيوسته در جستجوى اثرى از فرزندش بود . پس از تقسيم شدن ميراث جعفر پيش پدرم آمده گفت مقام پدر و برادرم را به من بده هر سال به تو بيست هزار دينار طلا مىدهم پدرم او را رانده و دشنامش داد گفت احمق سلطان با تمام قدرت شمشيرش را آخته و شلاقش را كشيده بود مبارزه ميكرد با كسانى كه مدعى بودند پدر و برادرت امام هستند تا دست از اين اعتقاد بردارند ولى مقدورش نشده و نتوانست آنها را از اين اعتقاد منصرف كند . اگر تو در نظر شيعيان پدر و برادرت امام هستى ديگر احتياج ندارى كه سلطان يا ديگرى به تو اين منصب را بدهد چنانچه داراى اين مقام نيستى با تعيين كردن خليفه امام نخواهى شد . پدرم او را سبك شمرد و بسيار خوار نمود و دستور داد ديگر راهش ندهند تا وقتى زنده بود اجازه نداد پيش او بيايد ما ديگر از سامرا خارج شديم و