در دل خيال كردى «
أَلا لَه الْخَلْق وَ الْأَمْرُ تَبارَك اللَّه رَب الْعالَمِين
» گفتم گواهى مىدهم كه شما حجت خدا هستيد در ميان مردم و فرزند حجت خدا .
خرايج - ابو هاشم گفت : محمّد بن صالح از اين آيه پرسيد
يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ وَ يُثْبِت وَ عِنْدَهام الْكِتاب
فرمود آيا مىشود محو كرد و از بين برد مگر چيزى كه بوده و آيا اثبات مينمايد جز چيزى را كه نبوده . من با خود گفتم اين بر خلاف گفتار هشام بن حكم است كه ميگويد خداوند چيزى را نميداند مگر بعد از به وجود آمدنش . ناگهان امام عليه السّلام نگاهى به من نموده فرمود خداوند برتر و بزرگتر است و عالم است به اشياء قبل از به وجود آمد نشان . گفتم گواهى مىدهم كه شما حجت خدا هستيد .
مناقب و خرايج - ابو هاشم گفت : از حضرت امام حسن عسكرى شنيدم كه بهشت را درى است بنام معروف از آن درب داخل نميشوند مگر اهل معروف و نيكى بمردم ، من در دل خدا را سپاسگزارى كردم و خوشحال شدم كه در برآوردن حاجت و نياز مردم كوشش ميكنم .
در اين موقع امام نگاهى به من نموده فرمود اين كار خود را ادامه بده نيكوكاران دنيا همان نيكوكاران آخرتند خداوند ترا از آنها قرار دهد يا ابو هاشم و بيامرزد ترا .
خرايج - ابو هاشم گفت : حجاج بن يوسف عبدى را خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام بردم از آن جناب راجع بخريد و فروش سؤال كرد گفت گاهى با مردم معامله ميكنم بدون سود به همان سرمايه اصلى حضرت عسكرى فرمود اشكالى ندارد اگر يك دينار را به دو دينار بدهى مشروط بر اينكه بهمراه آن يك دينار يك خر مهرهاى هم باشد ، من با خود گفتم اين شبيه همان كارى است كه رباخواران ميكنند امام عليه السّلام روى بجانب من كرده فرمود اضافهاى كه ربا است آن طورى است كه تو خيال كردى ولى وقتى از حد ربا خارج شد و با آن فرق داشت اشكالى ندارد يك دينار به دو دينار دست به دست شود ناشايست است