تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
چه وقت آزاد مىشويد . با دست اشاره به همان مرد جمحى كرد او خارج شد فرمود اين شخص از شما نيست از او بپرهيزيد داخل لباسهايش گزارشى كه از شما براى سلطان تهيه كرده پنهان است يك نفر حركت كرد و لباسهاى او را جستجو نمود گزارش را پيدا كرد كه بسيار خطرناك نوشته بود و گوشزد كرده بود كه ما تصميم داريم از داخل زندان نقب بزنيم و فرار كنيم . ابو هاشم گفت : امام حسن عسكرى عليه السّلام روزه مىگرفت موقع افطار آنچه غلامش غذا براى ايشان مىآورد ما نيز با آن جناب مىخورديم . يك روز من بواسطه ضعف نتوانستم روزه بگيرم در خانه ديگرى با مقدارى نان قندى روزه‌ام را باز كردم هيچ كس از اين جريان اطلاع نداشت بعد آمدم و با ايشان نشستم . امام عليه السّلام رو به غلام كرده فرمود : چيزى بده ابو هاشم بخورد او روزه نيست من لبخند زدم فرمود چرا ميخندى هر وقت مايلى نيرو و قدرت پيدا كنى گوشت بخور نان قندى قوه ندارد عرضكردم صحيح ميفرمايد خدا و پيامبرش و شما ، بر شما باد درود شروع به خوردن كردم . فرمود سه روز از گرفتن روزه خوددارى كن كسى كه از روزه گرفتن ضعيف شده باشد تا سه روز از روزه خوددارى نكند نيرو نميگيرد . روزى كه آن جناب را از زندان مرخص كردند غلامش آمده گفت : آقا ! غذا برايتان بياورم ؟ فرمود : بياور ولى گمان نمىكنم از آن بخورم . ظهر برايش غذا آورد و عصر امام آزاد شد در حالى كه روزه داشت فرمود اين غذا را بخوريد خدا شما را هدايت كند . مناقب و خرايج - ابو هاشم گفت : فهفكى از امام حسن عسكرى عليه السّلام پرسيد كه چطور مىشود زن يك سهم ببرد و مرد از ميراث دو سهم داشته باشد . فرمود چون از زن جهاد و تأمين مخارج زندگى برداشته شده و او كفيل پرداخت
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 223 | العلامة المجلسي / موسى خسروى