تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
من لم يكن علويا حين تنسبه * فما له في قديم الدهر مفتخر و اللَّه لما برأ خلقا فاتقنه * صفاكم و اصطفاكم ايها البشر فانتم الملاء الا على و عندكم * علم الكتاب و ما جاءت به السور
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : شعرى سروده‌اى كه كسى تاكنون چنين نسروده غلام چقدر پول از مخارج ما باقيمانده گفت : سيصد دينار فرمود : بده به ابو نواس . سپس فرمود : غلام همين قاطر سوارى مرا نيز به او بده . كشف الغمه : على بن عيسى اربلى مينويسد : كه در سال ششصد و هفتاد و هفت يكى از خدمتگزاران حرم حضرت رضا عليه السّلام آمد بهمراه او عهدنامه مأمون بود كه در باره ولايت عهد حضرت رضا عليه السّلام نوشته بود به خط خود در بين خطوط و در پشت عهدنامه جملاتى از امام عليه السّلام بود به خط خودش كه من روى خطها را بوسيدم و اين موفقيت را كه زيارت خط حضرت رضا است از الطاف و نعمتهاى خدا ميدانم عهدنامه را بطور كامل بدون افتادن يك حرف نقل كردم كه اينست : بِسْم اللَّه الرَّحْمن الرَّحِيم اين نامه‌ايست كه عبد اللَّه مأمون پسر هارون الرشيد امير المؤمنين نوشته براى على بن موسى بن جعفر وليعهد خود . خداوند اسلام را برگزيد بعنوان دين و از ميان بندگان خود گروهى را بمنصب رسالت اختصاص داد كه راهنما و هادى بسوى او باشند اولين پيامبر بشارت آمدن آخرين پيغمبر را ميداد و پيامبر بعد تصديق پيامبر قبل را مينمود تا بالاخره مقام نبوت منتهى به محمّد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلم شد بعد از آنكه مدتى بود كه پيامبرى نيامده بود و علم دين بدست فراموشى ميرفت و وحى قطع شده بود و قيامت نزديك ميگرديد سلسله پيامبران بوسيله او ختم شد و آن جناب را شاهد و گواه بر پيامبران قرار داد و قرآن كريم كه اشتباه بردار نيست و از جانب خداى عزيز است بر او فرو فرستاد كه داراى حلال و حرام و بيم و اميد و امر و نهى است تا حجت رساى او بر خلق باشد و هر كس منحرف شد واقعا كوتاهى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 137 | العلامة المجلسي / موسى خسروى