نقل كرد كه او در مدينه روى منبر پيغمبر در دعاى خود گفت : وليعهد مسلمانان علي بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علي بن حسين بن على بن ابى طالب
ستة آباءهم من هم * افضل من يشرب صوب الغمام
مدائنى در رجال مينويسد : وقتى حضرت رضا عليه السّلام بر كرسى ولايتعهد نشست خطبا و شاعران جمع شدند و پرچمها بر روى سر آن جناب باهتزاز درآمد شخصى از حاضرين كه جزء اصحاب خاص حضرت رضا عليه السّلام بود گفت : من آن روز روبروى حضرت رضا عليه السّلام بودم چشم آن جناب به من افتاد كه خوشحالم از اين پيش آمد اشاره كرد نزديك شوم . نزديك آن جناب رفتم بطورى كه كسى نميشنيد به من فرمود : دل به اين كار مبند و خوشحال نباش اين وضع عاقبت ندارد و بانجام نميرسد « 1 » . مناقب : جريان بيعت را چنانچه قبلا نقل شد ذكر كرده و صورت خط حضرت رضا را در مورد نامه ولايتعهد همان طورى بعدا نقل مىشود نقل كرده آنگاه مينويسد : كه ابن المعتز اين شعر را سرود :
و أعطاكم المأمون حق خلافة * لنا حقها لكنه جاد بالدنيا
فمات الرضا من بعد ما قد علمتم * و لاذت بنا من بعده مرة اخرى
در بين شاعرانى كه براى مدح خدمت آن جناب رسيدند يكى دعبل ابن على خزاعى بود كه اين قصيده را سرود :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
ابو ابراهيم بن عباس اين شعر را خواند :
ازالت عزاء القلب بعد التجلد * مصارع اولاد النبى محمّد
ابو نواس اين شعر را سرود :
مطهرون نقيات جيوبهم * تتلى الصلاة عليهم اينما ذكروا
هامش
( 1 ) دنباله روايت معصمى در صفحات بعد خواهد آمد .