تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
گفت يادم آمد مراجعه كه كردم ديدم همان رداء در جامه‌دان است . كشف الغمه : امية بن علي گفت در آن سال كه حضرت رضا به حج رفته بود و بعد بخراسان رفت من در مكه بودم فرزندش امام جواد نيز بهمراهش بود حضرت رضا مشغول طواف و وداع خانه خدا بود پس از اينكه طوافش تمام شد به طرف مقام ابراهيم رفته و نماز خواند ابو جعفر حضرت جواد نيز روى شانه موفق بود و طواف ميكرد . حضرت جواد در كنار حجر الاسود نشست ، موفق عرضكرد آقا فدايت شوم حركت كن فرمود دلم نميخواهد از اين محل حركت كنم تا وقتى كه خدا بخواهد و آشكارا اندوه از چهره‌اش هويدا بود موفق خدمت حضرت رضا رفت عرضكرد آقا حضرت جواد در كنار حجر الاسود است و حركت نميكند ، حضرت رضا عليه السّلام از جاى حركت نموده پيش فرزند خود آمد ، فرمود : فرمود عزيزم حركت كن . عرضكرد پدر جان نميخواهم از اين مكان حركت كنم . فرمود نه عزيزم حركت كن . عرضكرد پدر جان چگونه حركت كنم با اينكه چنان خانه خدا را وداع كرديد مثل اينكه دو مرتبه برنميگرديد . فرمود پسرم حركت كن امام جواد از جاى حركت كرد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 108 | العلامة المجلسي / موسى خسروى