تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
آن روز هم رگ زد دستش سياه شد و آن را قطع كردند بواسطه همين بيمارى از دنيا رفت هر دو برادر در فاصله كمتر از يك سال مردند . امالى شيخ طوسى : اسحاق بن راهويه گفت وقتى حضرت رضا عليه السّلام بنيشابور رسيد و خواست از آنجا بجانب مأمون كوچ كند دانشمندان حديث گردش را گرفتند گفتند يا ابن رسول اللَّه ميخواهى از ميان ما به روى با اينكه حديثى از شما نشنويم آن وقت داخل عمارى شده بود سر از عمارى خارج كرده فرمود از پدرم موسى بن جعفر شنيدم فرمود از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم ميگفت از پدرم محمّد ابن علي شنيدم ميگفت از پدرم علي بن الحسين شنيدم آن جناب از پدرش حسين بن علي ميگفت از پدرم امير المؤمنين علي بن ابى طالب شنيدم ميفرمود از پيغمبر اكرم شنيدم آن جناب فرمود از جبرئيل شنيدم كه ميگفت از خداوند عزيز شنيدم كه فرمود : ( لا إله الا اللَّه حصني فمن دخل حصني امن من عذابي ) همين كه مركب آن جناب به راه افتاد با صداى بلند فرياد زد : « بشروطها و انا من شروطها » گفتن اين كلمه داراى شرطهائى است كه من يكى از شرائط آن هستم . عيون اخبار الرضا : حضرت رضا وقتى وارد نيشابور شد بمحله غربى رفت كه در آنجا حمامى بود كه حالا معروف به گرمابه رضا است در آنجا چشمه‌اى بود كه آبش كم شده بود كسى را گماشت كه كار كرد و آبش زياد شد خارج درب حمام حوضى ترتيب داد كه بوسيله پلكان پائين ميرفتند تا به آن چشمه ميرسيدند حضرت رضا عليه السّلام در آن حوض شستشو كرد بعد خارج شد بالاى آن نماز خواند مردم براى شستشو در آن حوض بر يك ديگر سبقت ميگرفتند و يكى پس از ديگرى در حوض پيكر خود را ميشستند و از آب آن بعنوان تبرك مينوشيدند و بالاى حوض نماز ميخواندند و از خداوند درخواست حاجات خود را ميكردند و برآورده ميشد آن چشمه معروف بكهلان است كه هنوز مردم از آن استفاده ميكنند . عيون اخبار الرضا : عبد اللَّه بن عبد الرحمن معروف بصفوانى گفت قافله‌اى از خراسان بجانب كرمان ميرفت دزدها سر راه بر آن قافله گرفته مردى را كه گمان