كافى - داود بن سرحان گفت حضرت صادق عليه السّلام را ديدم كه با دست خود خرما پيمانه ميكرد عرض كردم فدايت شوم اگر دستور بدهيد يكى از فرزندانتان يا غلامان اين كار را انجام ميدهند .
كافى - عبد الحميد بن سعيد گفت از ابو ابراهيم جعفر بن محمّد ( ع ) در باره استخوان فيل سؤال كردم كه خريد و فروش آن اشكالى ندارد زيرا از آن شانه ميسازند فرمود اشكالى ندارد پدرم از استخوان فيل شانهاى يا شانههائى داشت .
كافى - شعيب گفت چند نفر مزدور گرفتم براى حضرت صادق عليه السّلام كه در باغش كار كنند قرار شد تا عصر كار كنند بعد از تمام شدن وقت كه از كار دست كشيدند امام عليه السّلام به معتب فرمود اجرت اينها را قبل از اينكه عرقشان خشك شود بده .
كافى - ابو حنيفه رهبر حجاج گفت مفضل بما برخورد كرد در موقعى كه من و دامادم با يك ديگر در مورد ارثى سر و صدا ميكرديم و اختلاف داشتيم در حدود يك ساعت آنجا ايستاد سپس بما گفت بيائيد منزل ما . رفتيم پيش او بين ما صلح داد به چهار صد درهم . آن چهار صد درهم را پرداخت وقتى ما از يك ديگر راضى شديم گفت اين پول از من نبود . ولى حضرت صادق عليه السّلام به من دستور داده اگر دو نفر از دوستان در موردى با هم اختلاف داشتند بين آنها اصلاح كنم و غرامت را از مال آن جناب بپردازم آن پول از حضرت صادق عليه السّلام بود .
كافى ج 4 ص 466 - عمرو بن ابى المقدام گفت حضرت صادق عليه السّلام را در روز عرفه ديدم در عرفات با صداى بلند ميفرمايد : مردم پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله رهبر مردم بود پس از او علي بن ابى طالب بعد حضرت حسن و بعد امام حسين پس از ايشان علي بن الحسين و بعد محمّد بن علي بعد از ايشان من هستم بيائيد هر سؤالى داريد بكنيد از هر طرف سه مرتبه اين جملات را تكرار ميكرد چپ و راست ، عقب ، جلو مجموعا دوازده مرتبه فرمود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤