آوارهء بيابان شدند به صورت ميمون و خوك و موش صحرائى و سوسمار و صورتهاى ديگر . گفتم اين سه مسأله . بعد توجه به من نموده فرمود سؤال ديگرت را بكن و برو عرضكردم در بارهء نبيذ چه ميگوئيد : فرمود حلال است . گفتم آقا ما شراب ميگيريم و در آن مقدارى تهمانده روغن زيتون يا چيزهاى ديگر ميريزيم آن را مىنوشيم . فرمود : بد است بد آن شراب است كه بوى گند ميدهد . عرضكردم آقا پس شما چه نوع نبيذى را ميفرموديد . فرمود اهل مدينه خدمت پيامبر شكايت كردند از تغيير طعم آب كه باعث ناراحتى مزاج ما شده دستور داد كه چند دانه خرما در آن بياندازند شخصى بخدمتكارش ميگفت يك مشت خرما بريز در مشك آب از همان مىآشاميد و وضو ميگرفت . عرض كرد چند عدد خرما مىانداخت ؟ فرمود آنقدر كه مشت او جا بگيرد گفتم يكى يا دو تا . فرمود همين طور گاهى يكى و گاهى دو تا عرضكردم آقا مشك چقدر آب ميگرفت ؟ فرمود بين چهل تا هشتاد رطل عراقى « 1 » سماعه راوى حديث گفت كلبى گفت امام از جاى حركت كرد من نيز حركت كرده خارج شدم با يك دست به روى دست ديگر ميزدم و ميگفتم اگر دانائى باشد اين شخص است . كلبى شيعه بود تا از دنيا رفت . تهذيب - ج 3 ص 148 - قرة غلام خالد گفت اهل مدينه بناله در آمده رفتند پيش محمّد بن خالد ( فرماندار مدينه ) و تقاضاى طلب باران كردند . قرة گفت خالد به من امر كرد كه برو پيش حضرت صادق بگو نظر شما چيست اينها بناله و فغان پيش من آمدهاند . مأموريت را انجام دادم فرمود بگو براى طلب باران خارج شود . عرض كردم چه وقت ؟ فرمود : روز دوشنبه . گفتم چكار بكند ؟ فرمود منبر را بيرون ببرند بعد پياده خارج مىشود همان طورى كه روز عيد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 203
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٣
هامش
( 1 ) هر رطل عراقى 91 مثقال است در حدود 450 گرم