تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
قربان و عيد فطر ميرود در جلو در او اذان گويان در حالى كه نيزه كوتاهى شبيه عصا در دست دارند حركت مىكنند تا بجايگاه نماز برسند در آنجا دو ركعت نماز بدون اذان و اقامه مىخواند بعد بالاى منبر ميرود رداى خود را چپه مىپوشد طرف راست را به طرف چپ و طرف چپ را به طرف راست ميپوشد رو به قبله مىايستد با صداى بلند صد تكبير ميگويد بعد متوجه جمعيت طرف راست خود شده با صداى بلند صد مرتبه سبحان اللَّه ميگويد بعد متوجه جمعيت طرف چپ شده صد مرتبه لا إله الا اللَّه ميگويد با صداى بلند سپس رو بمردم نموده صد مرتبه الحمد للَّه ميگويد بعد از آن دست بلند نموده دعا مىكند مردم نيز دعا ميكنند اميدوارم كه نااميد نشوند . گفت همين كار را كرد وقتى برگشتيم مردم ميگفتند اين طريقه طلب باران را حضرت صادق داده . در روايت يونس ميگويند باز نگشتيم مگر بعد از اينكه از جان خود ترسيديم ( بواسطهء شدت باران ) كافى : حماد بن عثمان گفت : در مكه مردى از غلامان بنى اميه بود بنام ابن ابى عوانة ، عبايى بدوش مىافكند هر وقت حضرت صادق عليه السّلام يا يكى از بزرگان آل محمّد به مكه وارد مىشد با آنها شوخى ميكرد . يك روز كه حضرت صادق مشغول طواف بود عرضكرد آقا در مورد بوسيدن حجر الاسود چه ميفرمائيد ؟ فرمود پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله بوسيده . گفت : من نديدم شما ببوسيد . فرمود خوشم نمىآيد ناتوانى را اذيت كنم يا خودم بواسطه ازدحام جمعيت اذيت شوم . عرضكرد شما كه ميفرمائيد پيامبر اكرم ميبوسيد ؟ فرمود بلى اما وقتى مردم چشمشان بپيامبر مىافتاد به او احترام ميگذاشتند و مراعات حق آن جناب را ميكردند ولى مردم براى من حقى قائل نيستند . كافى : ج 5 ص 65 - سفيان ثورى خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيد ديد