كافي : هشام خفاف گفت حضرت صادق به من فرمود از علم نجوم چقدر اطلاع دارى ؟ گفتم در عراق كسى از من واردتر در علم نجوم نيست . فرمود گردش فلك چگونه است ؟ من شب كلاه را از سرم برداشتم و چرخى داده گفتم اين طور . فرمود اگر گردش فلك اين طور باشد پس چرا ستارههاى بنات النعش و جدى و فرقدين « 1 » از طرف قبله يك روز گردش نكردهاند . عرضكردم به خدا قسم تا كنون متوجه آن نشدهام و نه از كسى كه وارد به حساب نجوم بوده در اين مورد چيزى شنيدهام . فرمود نسبت نور ستاره سكينه و زهره چقدر است ؟ گفتم نام اين ستاره را تا كنون نشنيدهام و نه كسى اسم آن را برده . فرمود سبحان اللَّه نام يك ستاره را به كلى از بين بردهايد پس چطور حساب ميكنيد . فرمود نسبت نور زهره با ماه چقدر است ؟ گفتم جز خدا كسى نميداند . فرمود نسبت نور ماه با خورشيد چقدر است ؟ عرضكردم نميدانم فرمود راست ميگوئى . فرمود چطور مىشود كه دو سپاه كه در هر كدام يك منجم هست منجم اين لشكر براى سپاهيان خود پيش بينى پيروزى مىكند منجم سپاه ديگر نيز براى لشكر خود همين طور . پس از برخورد و جنگ يكى فرار مىكند و ديگرى پيروز مىشود . علم نجوم چه سودى داشت ؟ عرضكردم به خدا قسم اين را هم نميدانم . فرمود راست ميگوئى اصل حساب درست است ولى كسى نميتواند پى ببرد به آن مگر تاريخ ولادت تمام مردم را بداند . كافي ص 362 ج 5 - محمّد بن حسن گفت ابن ابى العوجاء از هشام بن حكم پرسيد مگر خداوند حكيم نيست ؟ گفت چرا احكم الحاكمين است . گفت پس چگونه اين دو آيه درست است كه ميگويد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٥
فَانْكِحُوا ما طاب لَكُم مِن النِّساءِ مَثْنى
هامش
( 1 ) يك ستاره پرنور طرف شمال است و ستاره كمنورترى در مقابل آن كه با آنها راه را مىيابند .