به شما نزديك شود زيرا اينها براى شما باعث فساد مىشوند .
گفتم : يا امير المؤمنين خداوند بسليمان قدرت داد شكر كرد ايوب را مبتلا نمود صبر كرد بيوسف ستم روا داشتند بخشيد تو از همين خانواده هستى . در اين موقع منصور لبخندى زده گفت : اين جملات را تكرار كن دو مرتبه گفتم . منصور گفت بايد چون توئى رهبر مردم شود من شما را بخشيدم و جرم اهالى بصره را نيز به شما بخشيدم همان حديثى كه برايم نقل كرد از پدرت از آباء گرام خود از پيامبر اكرم برايم نقل كن .
گفتم پدرم از آباء گرام خود از على عليه السّلام از پيامبر اكرم نقل كرد كه صله رحم باعث آبادى ملك و طولانى شدن عمر و زيادى جمعيت مىشود گرچه مردم كافر باشند گفت : اين حديث نبود .
گفتم پدرم از آباء گرام خود از على از پيامبر اكرم نقل كرد كه فرمود خويشاوندان چنگ بعرش ميزنند و ميگويند خداوندا وصل كن با كسى كه ما را وصل نموده و قطع فرما از كسى كه ما را قطع نموده گفت اين نبود .
گفتم پدرم از آباء گرام خود از على از پيامبر اكرم نقل كرد كه فرمود خداوند فرموده است من رحمان هستم و رحم را آفريدهام و از اسم خود براى او نام گذاشتهام هر كه پيوند خويشاوندى را مراعات كند با او خواهم بود و هر كه قطع كند از او قطع مينمايم . گفت اين نيست .
گفتم پدرم از آباء گرام خود از على عليه السّلام از پيامبر اكرم نقل كرد كه يكى از پادشاهان روى زمين سه سال بيشتر از عمرش باقى نمانده بود صله رحم نمود خداوند سه سال را بسى سال تمديد نمود . گفت منظورم همين حديث بود اكنون بگو ببينم مايلى در كدام شهر ساكن شوى من تصميم دارم كه صله رحم كنم .
گفتم مدينه . ما را بمدينه فرستاد و از شر او راحت شديم .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٠