دوازده بند داشت .
فرمود از آن دختر براى تو دوازده دختر متولد مىشود .
محمّد بن يحيى گفت اين را براى عباس بن وليد نقل كردم گفت من فرزند يكى از همان دخترها هستم كه يازده خاله دارم و ابو عمارة جد من بوده .
محاسن برقى - پسر بكر با يك واسطه از حضرت صادق نقل مىكند كه او گفت : حضرت صادق عليه السّلام بما نان شيرينى و روغن و خرما با روغن ميداد يكنفر عرض كرد اگر در مورد خرج خانه ملاحظه داشته باشى بهتر است فرمود : تدبير خرج خانه ما بدست خداست اگر توسعه داد ما نيز وسعت ميدهيم اگر كم داد خرج ميكنيم .
محاسن برقى - عبد الاعلى گفت من با حضرت صادق غذا ميخوردم دستور داد غذا بياورند خرما و روغن آوردند با مرغى كه شكمش را پر كرده بودند فرمود اين غذا را براى فاطمه آورده بودند . سپس بكنيزى فرمود غذاى معروف خودمان را بياور و كنيز سركه و روغن زيتون آورد .
محاسن برقى - يونس بن يعقوب گفت حضرت صادق عليه السّلام براى ما يك پيمانه بزرگ پر از خرما فرستاد مقدارى ماند ترش شد عرض كردم آقا چه كنم اين همه خرما را فرمود بخور و به ديگران هم بده .
مناقب - ابو الهياج پسر بسطام گفت حضرت صادق عليه السّلام آنقدر بمردم ميداد و اطعام ميكرد كه براى خانواده خودش نميماند .
ابو جعفر خثعمى گفت حضرت صادق عليه السّلام كيسه زرى به من داده فرمود اين كيسه را بده بفلانى از بنى هاشم و به او نگو من به او دادهام گفت من بردم به او دادم گفت خدا به كسى كه داده خير بدهد هر سال آنقدر به من ميدهد كه تا سال ديگر ما را كافى است ولى جعفر بن محمّد با آن ثروتى كه دارد يك شاهى بما نميدهد .
در كتاب فنون مينويسد كه يكى از حاجيان در مدينه خوابيده بود هميان پولش را ربوده بودند . از جاى خود برخاست حضرت صادق مشغول نماز بود او را
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 17
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧