مساكن القدس و الفردوس نملكها * و نحن للقدس و الفردوس خزان
من شذ عنا فبرهوت مساكنه * و من اتانا فجنات و ولدان
« 1 » محاسن برقى - حضرت صادق بضريس كنانى فرمود چرا پدرت نام ترا ضريس نهاده ؟ گفت به همان جهت كه پدر شما نام شما را جعفر گذاشت . فرمود : پدر تو از روى نفهمى نام ترا ضريس گذاشته زيرا شيطان بچهاى بنام ضريس دارد ولى پدرم نام مرا كه جعفر گذاشت از روى اطلاع بود چون جعفر اسم رودى است در بهشت مگر شعر ذى الرمه را نشنيدهاى .
ابكى الوليد ابا الوليد اخا الوليد فتى العشيره * قد كان غيثا في السنين و جعفرا غدقا و ميره
« 2 » شوف العروس از دامغانى نقل مىكند كه عبد اللَّه بن مبارك به حضرت صادق رسيده اين شعر را سرود :
انت يا جعفر فوق المدح و المدح عناء * انما الاشراف ارض و لهم انت سماء
جاز حد المدح من قد ولدته الأنبياء
اللَّه اظهر دينه و اعزه بمحمد * و اللَّه اكرم بالخلافة جعفر بن محمّد
امالى مفيد ص 190 - سالم بن ابى حفصه گفت وقتى حضرت باقر از دنيا رفت باصحاب خود گفتم بايستيد تا من بروم خدمت ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليه السّلام و ايشان را تسليت بگويم . رفتم خدمت آن جناب تسليت عرض كردم سپس گفتم
إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون
» به خدا قسم از دنيا رفت كسى كه ميگفت پيغمبر چنين فرمود ديگر
هامش
( 1 ) ما در ابتداى آفرينش ستارههاى درخشانى بوديم كه از نور ما راه را تميز ميدادند اكنون نيز راهنماى مردميم - ما درياى خروشانيم كه هر كس در اين دريا فرو رود در و ياقوت و مرجان بدست مىآورد - بهشت ملك ما است و اختيار آن بما سپرده شده هر كس از ما كناره بگيرد جايگاهش برهوت است و هر كس نزد ما بيايد بهشت برين و دختركهاى زيباى بهشتى نصيبش خواهد شد .
( 2 ) در اين شعر شاعر جعفر را بمعنى نهر به كار برده .