پس حضرت فرمود كه جمعى از شيعيان كه در شناخت ما تقصير كردهاند مىگويند كه معنى رجعت آن است كه پادشاهى به ما برگردد ومهدى ما پادشاه شود . واي بر ايشان كي پادشاهى دين ودنيا را از ما گرفته است تا به ما برگردد ؟ ! پادشاهى ، نبوّت وامامت ووصايت هميشه با ماست .
اى مفضّل ! اگر تدبّر نمايند شيعيان ما در قرآن ، هر آينه در فضيلت ما شك نكنند ، مگر نشنيدهاند اين آيهء كريمه را كه
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
تا آخر آية كه ترجمهاش گذشت ؛ واللّه كه تنزيل اين آية در بني إسرائيل است وتأويلش در رجعت ما أهل البيت است وفرعون وهامان ، أبو بكر وعمرند .
[ دادخواهى ساير ائمّه أطهار صلوات اللّه عليهم ]
پس فرمود كه بعد از آن برخيزد جدّم علىّ بن الحسين وپدرم امام محمّد باقر عليهما السّلام پس شكايت كنند به جدّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آنچه از ستمكاران بر ايشان واقع شده است .
پس برخيزم من وشكايت كنم آنچه از منصور دوانيقى به من رسيده .
پس برخيزد فرزندم امام موسى وشكايت كند به جدّش از هارون الرّشيد .
پس برخيزد علىّ بن موسى الرّضا [ و ] « 1 » شكايت كند از مأمون ملعون .
پس برخيزد امام محمّد تقى وشكايت كند از مأمون وغير أو .
پس برخيزد امام على نقى وشكايت كند از متوكّل .
پس برخيزد امام حسن عسكرى وشكايت كند از معتضد . « 2 »
پس برخيزد مهدى آخر الزّمان ، همنام جدّش حضرت رسول صلّى اللّه عليه
و
هامش
( 1 ) . زيادة از مصحّح .
( 2 ) . در مصدر : معتز ، اما آنچه سيرهنويسان نوشتهاند امام حسن عسكرى عليه السّلام به دست معتمد به شهادت رسيد ومقدارى از حيات آن امام همام در دوران خلافت معتزل بوده است . ( مروج الذّهب 4 / 212 ) پس بنابراين بايد تصحيفى از طرف نساخ بجهت شباهت نامهاى خلفا روى داده باشد .