تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
و به مسلمانى او حكم كرد و جز او پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كسى ديگر در آن سنّ و سال دعوت نكرده است . با حسن و حسين كه كمتر از شش سال سن داشتند ، بيعت كرد با اينكه با كودكى به جز آنها بيعت نكرد . آيا اكنون دانستيد كه خداوند به اين خاندان چه عنايت ويژه‌اى فرموده كه به ديگران مانند آن عنايت نفرمود ؟ و اينكه اينان خاندانى هستند كه فضايل و كمالات از يكديگر به ارث مىبرند و اينكه همهء كمالاتى كه نسل اوّل آنها دارا بودند ، نسل آخرشان نيز همان را دارا مىباشند . حاضران گفتند : راست مىگويى اى امير المؤمنين ! سپس از جا برخاستند و رفتند .

[ مراسم ازدواج ]

چون فرداى آن روز شد طى مراسمى حضرت جواد عليه السّلام حضور يافتند و مردم فرا خوانده شدند و فرماندهان و پيشكاران و خواص و امرا براى تبريك و شاد باش به مأمون و امام جواد عليه السّلام شرفياب شدند . پس سه طبق نقره‌اى كه حاوى گلوله‌هايى درست شده از معجون زعفران و مشك بود ، آوردند . در داخل هر كدام از آن گلوله‌ها تكه‌هايى وجود داشت كه بر روى آن مبالغ هنگفتى و پاداش‌ها و جوايز گرانبها و قطعات زمين نوشته شده بود . مأمون دستور داد آن بسته‌ها را بر بالاى سر خواص و نزديكان پخش كنند ، پس هركه يكى از آن گلوله‌ها به دستش بيفتد نوشته را در مىآورد و هر آنچه كه در آن ثبت شده باشد ، درخواست مىكند ، و در همان لحظه جايزه را به او مىدهند . سپس كيسه‌هاى زر آورده شد و بر سر فرماندهان و ديگران نثار شد ، و مردم با جوايز و پاداش‌ها راهى منازل خود شدند و مأمون به تمامى بينوايان صدقه داد . مأمون در زمان حيات خود پيوسته حضرت جواد عليه السّلام را احترام مىكرد و گرامى مىداشت و ايشان را بر فرزندان و خاندان و نزديكانش مقدّم مىكرد . مردم روايت مىكردند كه : ام الفضل دختر مأمون از مدينه براى پدرش نامه نوشت و در
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 560 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى