و رويارويى با خاندانش دست مىكشيد .
پس آن سبب نجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حفظ خون او و بقايش بود تا فرمان خداوند را برملا ساخته و جامهء عمل پوشاند ؛ و اگر امير مؤمنان عليه السّلام و كارهاى او نبود ، تبليغ و انجام كار براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فراهم نمىشد و عمرش ادامه نمىيافت ، و به طور قطع دشمنان و رشكبران بر او چيره مىشدند .
صبحگاهان كه قوم خواستند على عليه السّلام را بكشند ، به سوى آنان خروشيد ، آنان پس از آنكه او را شناختند پراكنده شده و از وى در حالى دور شدند كه انديشههايى كه براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سر داشتند نقش بر آب شد و رشتهء افكارشان در كشتن او از هم گسست و گمان آنها بيهوده گشته و آرزوهايشان باطل شد . و اينگونه نظم ايمان استوار ماند و بينى شيطان به خاك ماليده شد و كافران و ستمكاران شكست خوردند .
هيچيك از مسلمانان با امير مؤمنان عليه السّلام در اين منقبت شريك نشده و يا اختصاص به مانند آن در هيچ حالى نگشتند ، و به درستى كه در فضل و برترى همطرازى براى آن نبود .
و در [ حقّ ] امير مؤمنان عليه السّلام و ماندن او در رختخواب ، خداوند تعالى [ اين آيه را ] نازل فرمود :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
« 1 » .
فصل [ جانشينى پيامبر عليه السّلام در بازگرداندن امانتها ]
و از آن جمله ، اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امانتدار وديعههاى قريش بود ، و هنگامى كه ناگاه با برخوردهايى از كفار روبهرو گشت كه او را وادار به خروج از مكه نمود ، كسى را از ميان اهل و قوم خود به جز امير مؤمنان عليه السّلام نيافت كه او را بر آنچه كه در امانت داشت ، امين نمايد ؛ پس او را در بازگرداندن وديعتها به صاحبانشان و ادا كردن آنچه كه از دين بر گردن داشت براى مستحقّان آنها ، و در گردآورى دخترانش و زنان خاندانش و همسرانش و هجرت كردن با آنان به سوى او ، جانشين خود نمود ؛ و هيچكس از مردم را نمىديد كه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره : 207 . « برخى از مردم از جان خود در راه رضاى خدا درگذرند ، و خدا دوستدار چنين بندگان است » .