و آشكار ساختن دعوت و شكوفانيدن اسلام توانايى يافت ، و اگر او نبود ملت پايدار نمىماند و شريعت استوار نمىگشت و دعوت آشكار نمىگرديد .
پس او عليه السّلام يارىدهندهء اسلام و وزير دعوتكنندهء به آن از جانب خداى تعالى است ، و به خاطر ضمانت يارى او عليه السّلام پيامبر هدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنچه را كه در پيامبرى خواست به دست آورد ، و فضل و برترى كه در آن هست كوهها به سنگينى آن نمىرسد ، و هيچيك از نيكىها و فضائل در منزلت و ارزش همطراز آن نيست .
فصل [ خوابيدن در رختخواب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
و از آن جمله ، وقتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به هجرت و خروج از مكه فرمان داده شد - آنگاه كه بزرگان قريش اتفاق بر كشتن او كرده بودند و توانايى ايستادن در برابر آنان را نداشت - و خواست كه آن را مخفى نگه دارد و از آنان پوشيده دارد تا اينكه از ميان آنان به سلامت بيرون آيد ؛ اين خبر را به امير مؤمنان عليه السّلام داد و از او خواست تا آن را پوشيده دارد و او را تكليف فرمود تا با ماندن در رختخوابش از او دفاع نمايد به گونهاى كه او را نشناسند و گمان كنند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و مانند شبهاى پيش در رختخواب مانده است .
پس امير مؤمنان عليه السّلام جان خود را به خدا بخشيد و آن را در راه اطاعت از فرمان خدا فروخت و براى پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ارزانى داشت تا آن حضرت بتواند به وسيلهء آن از مكر و كينهء دشمنان نجات يابد ، و غرض در دعوت به سوى اسلام و به پا داشتن دين و نماياندن شريعت به وسيلهء آن براى او فراهم گردد .
على عليه السّلام در حالى كه خود را با لباس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پوشانيده بود در رختخواب او ماند ، افرادى كه بر قتل او اجتماع كرده بودند آمده و در حالى كه سلاح در بر داشتند او را محاصره كرده و در انتظار طلوع فجر بودند تا او را بكشند ؛ و چون بنى هاشم كشندگان او را در همهء قبايل مىديدند ، خونش به هدر مىرفت و نمىتوانستند قصاص او را از آنها بگيرند چون همهء آن گروه در ريختن خونش شريك بودند و هركس از نبرد با قبيلهء خود