با دوستى على بن ابى طالب عليه السّلام بيازماييد ، پس هركه او را دوست بدارد ، بدانيد كه او پاكزاد است ؛ و هركه او را دشمن بدارد ، بدانيد كه او ناپاك است .
فصل ناميده شدن آن حضرت به امير مؤمنان توسط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زمان حياتشان
* ابوالجيش مظفر بن محمد بلخى گفت : ابوبكر محمد بن احمد بن ابى الثلج ، از حسين بن ايّوب ، از محمد بن غالب ، از على بن حسن ، از حسن بن محبوب ، از ابى حمزهء ثمالى ، از ابى اسحاق سبيعى ، از بشير غفارى ، از انس بن مالك كه گفت : من خدمتكار پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم ، پس در شبى كه از آن ام حبيبه دختر ابى سفيان بود ، آبى جهت وضو براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آوردم ، حضرت فرمود : اى انس بن مالك ! اكنون امير مؤمنان و بهترين اوصياء و پيشتاز مردم در اسلام آوردن و داناترين آنان و برترين آنان در بردبارى از اين درب بر تو وارد خواهد شد .
با خود گفتم : بار خدايا ! او را از قوم من قرار ده . پس ديرى نپاييد كه على بن ابى طالب عليه السّلام از درب وارد شده در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وضو مىساخت ، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آب را به روى على عليه السّلام پاشيد به گونهاى كه چشمان او آكنده از آن گشت .
على عليه السّلام فرمود : يا رسول اللّه ! آيا چيزى در من رخ داده است ؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : چيزى جز نيكى در تو رخ نداده است ، تو از من و من از تو هستم ؛ [ حقوقم را ] پس از من ادا خواهى كرد ، و آنچه را كه بر ذمهء من است عطا خواهى كرد ، و مرا غسل داده و در لحد خواهى خواباند و سخن مرا به گوش مردم خواهى رساند ، و [ مسائل را ] پس از من براى آنان روشن خواهى نمود .
على عليه السّلام فرمود : اى پيامبر خدا ! آيا ابلاغ نكردم ؟
فرمود : آرى ، امّا آنچه را كه پس از من در آن اختلاف پيدا خواهند كرد ، براى آنان روشن خواهى ساخت .