آن كس على بن الحسين عليه السّلام مىباشد .
* عبد الرزاق ، از معمر ، از زهرى روايت كرده كه گفته است : از ميان اين خاندان - خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كسى برتر از على بن الحسين عليه السّلام نيافتم .
* ابو محمد حسن بن محمد مىگويد : جدّم از ابو يونس محمد بن احمد نقل كرده كه گفته است : پدرم و چند شخص ديگر از اصحاب ما براى من نقل كردند كه : جوانى از قريش نزد سعيد بن مسيّب نشسته بود كه على بن الحسين عليه السّلام از آنجا گذر كرد ، آن مرد قريشى از ابن مسيّب پرسيد : اى ابا محمد ! اين كيست ؟ ابن مسيّب گفت : اين سيد العابدين على بن الحسين فرزند على بن ابى طالب عليه السّلام است .
* ابو محمد حسن بن محمد به من گفت : جدّم به من گفت : محمد بن جعفر و غير او نقل كردند كه : مردى از خويشان على بن الحسين عليه السّلام در برابر آن حضرت ايستاد و به ايشان دشنام داد . حضرت هيچ نگفت . پس چون آن مرد رفت ، حضرت روى به همنشينان خود كرد و فرمود : شما شنيديد كه اين مرد چه گفت و من دوست دارم همراه من بياييد تا پاسخ مرا بشنويد . آنان گفتند : چنين مىكنيم و بسيار دوست داشتيم كه چيزى به او بگوييد و ما نيز چيزى به او بگوييم .
حضرت كفشهايش را برداشت و به راه افتاد در حالى كه مىفرمود :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
« 1 » ، پس ما فهميديم كه حضرت چيزى به او نخواهد گفت . حضرت بيرون آمد و به منزل آن مرد رفت و فرمود : به او بگوييد على بن الحسين است . آن مرد به نزد ما بيرون آمد در حالى كه آمادهء انجام شرارت بود و شكى نداشت كه حضرت براى تلافى كردن آنچه از او سر زده آمده است . پس على بن الحسين عليه السّلام به او فرمود : اى برادر ! تو پيش از اين در برابر من ايستادى پس گفتى و گفتى ؛ حال اگر آنچه تو گفتى در من باشد ، من از خداوند به خاطر آن استغفار مىكنم ؛ و اگر آنچه گفته بودى در من نباشد ، از خداوند مىخواهم تو را ببخشد .
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران : 134 . « و آنانى كه خشم خود را فرو مىخورند ، و آنانى كه مردم را مورد عفو و بخشودگى قرار مىدهند ، و خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد » .