تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
على بن الحسين عليه السّلام در شبانه روز هزار ركعت نماز مىخواند ، و باد او را همچون خوشهء گندم به اين طرف و آن طرف مىبرد . * سفيان ثورى به نقل از عبيد اللّه بن عبد الرحمن بن موهب روايت كرده است : روزى نزد على بن الحسين عليه السّلام از فضل ايشان سخن به ميان آمد ، پس حضرت فرمود : ما را همان بس كه در شمار نيكان قوم خود باشيم . * ابو محمد حسن بن محمد ، از جدّش ، از سلمة بن شبيب ، از عبيد اللّه بن محمد تيمى روايت كرده است كه مىگويد : از پيرمردى از خاندان عبد القيس شنيدم كه گفته است : طاووس گفت : شبى وارد حجر اسماعيل شدم ، پس على بن الحسين عليه السّلام را ديدم كه داخل شد و به نماز ايستاد و بسيار نماز خواند سپس به سجود رفت ؛ من با خود گفتم : اين بنده‌اى است صالح از خاندانى نيك ، به دعاى او گوش بدهم . پس او را شنيدم كه در سجود فرمود : بنده‌ات به درب خانه‌ات آمده ، نيازمندى به درب خانه‌ات آمده ، تهيدستى به درب خانه‌ات آمده ، سائلى به درب خانه‌ات آمده . طاووس مىگويد : پس هيچ‌گاه من اين دعا را نخواندم مگر اينكه گرفتارىام بر طرف شد . * ابو محمد حسن بن محمد ، از جدّش ، از احمد بن محمد رافعى ، از ابراهيم بن على ، او هم از پدرش نقل كرده است كه گفته است : به همراه على بن الحسين عليه السّلام به حج رفتم ، در بين راه شتر حركتش را كند كرد ، پس حضرت با عصا به شتر اشاره كرد و فرمود : آه اگر قصاص نبود ؛ سپس دست خود را كشيد . * و به همين اسناد روايت كرده كه : على بن الحسين عليه السّلام پياده به حج رفت و در مدت بيست روز راه بين مدينه و مكه را طى كرد . * ابو محمد حسن بن محمد ، از جدّش ، از عمّار بن ابان ، از عبد اللّه بن بكير ، او هم از زرارة بن اعين روايت كرده است كه گفت : در دل شب صداى سؤال كننده‌اى شنيده شد كه مىگفت : كجايند زاهدان در اين دنيا ، آنان كه به آخرت رغبت كردند ؟ پس از ناحيهء بقيع شخصى كه صدايش شنيده مىشد ولى خودش ديده نمىشد با صداى بلند جواب داد :