الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
« 1 » ، مردى از جملهء آن سواران كه عبد اللّه بن سمير نام داشت و مردى بذلهگو و بىباك و دلير و سرشناس بود وقتى اين را شنيد گفت : به پروردگار كعبه پاكيزهها ما هستيم كه از شما جدا شدهايم . برير بن خضير به او گفت : اى فاسق ! خدا تو را از پاكيزهگان قرار مىدهد ؟ آن مرد گفت : واى بر تو كيستى ؟
گفت : منم برير بن خضير . پس همديگر را دشنام دادند .
[ روز عاشورا ]
حسين بن على عليه السّلام پس از نماز صبح يارانش را مهيا ساخت . همراه آن حضرت سى و دو سوار و چهل مرد پياده بودند ، پس زهير بن قين را در جناح راست يارانش و حبيب بن مظاهر را در سمت چپ يارانش قرار داد و پرچم خود را به دست برادرش عباس سپرد و خيمهها را در پشت خود قرار دادند ، آن حضرت دستور داد هيزمى كه پشت خيمهها بوده در خندقى كه در آنجا حفر شده بود قرار دهند و بسوزانند تا مبادا دشمن از پشت سر به ايشان حمله كند .
عمر بن سعد صبح كرد در آن روز كه جمعه بود - و بعضى گفتند روز شنبه بود - پس لشكر خويش را آماده ساخت و به همراه مردمى كه در سپاهش بودند به طرف حسين عليه السّلام بيرون رفتند . فرماندهء جناح راست لشكر عمر بن سعد عمرو بن حجّاج ، و فرماندهء جناح چپ آن شمر بن ذىالجوشن بود ، و فرماندهى سواران به عهدهء عروة بن قيس و پيادهها به فرماندهى شبث بن ربعى بود ، و پرچم را به دريد غلام خود داد .
[ مناجات امام حسين عليه السّلام ]
از على بن الحسين عليه السّلام نقل شده است كه : وقتى لشكر دشمن روى به حسين عليه السّلام آورد
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران : 178 - 179 . « گمان نبرند آنان كه كفر ورزيدند مهلتى كه ما به آنان مىدهيم خير است براى آنان ، بلكه ما بدانها مهلت مىدهيم تا بر گناهان خود بيفزايند و براى آنان عذابى خواركننده مقرر كرديم ؛ چنين نيست كه خداوند مؤمنان را واگذارد بر آنچه شما بر آن هستيد تا اينكه پليد را از پاكيزه جدا سازد » .