تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
حسن عليه السّلام دلالت داشته است ، همچنان كه وصيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امير مؤمنان عليه السّلام بر امامت ايشان پس از آن حضرت دلالت مىكند .

* فصل [ در ذكر دعوت امام حسين عليه السلام از مردم براى جهاد و پيمان شكنى مردم كوفه و شهادت آن حضرت ]

امامت حسين عليه السّلام پس از وفات برادرش و آنچه به آن اشاره كرديم ثابت بود و اطاعت از او بر تمام خلايق لازم گشت ، اگرچه خود آن حضرت از روى تقيّه و صلحى كه ميان او و معاويه برقرار شده بود و لازم بود به آن وفا كند ، مردم را به امامت خويش فرا نخواند ؛ و همان ماجراى ثابت بودن امامت پدرش امير مؤمنان عليه السّلام پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و سكوت اختيار كردن آن حضرت ، و نيز امامت برادرش حسن عليه السّلام و سكوت كردن وى پس از برقرارى صلح تكرار شد . و آنان در اين باره از سنّت‌هاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در شعب « ابى طالب » محاصره شده و هنگام بيرون آمدن و مهاجرت از مكه در غار پنهان شده و از دشمنانش مخفى مانده بود ، پيروى كردند . چون معاويه از دنيا رفت و زمان صلحى كه حسين بن على عليه السّلام را از دعوت مردم براى خود باز مىداشت به پايان رسيد ، امام حسين عليه السّلام دعوت خود را در حدى كه امكان داشت علنى ساخت ، و به تدريج حقّ خود را براى كسانى كه بدان جاهل بودند تبيين مىكرد ، تا اينكه به ظاهر يارانى براى او جمع شدند . پس مردم را به جهاد دعوت كرد و آمادهء جنگ شد و با فرزندان و خاندان خويش از حرم خدا و پيامبر او صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به طرف عراق روانه شد تا دعوت آن گروه از شيعيانى كه در جنگ با دشمنان به يارى او برخاستند ، اجابت كند ، و پيش از خود پسر عمويش مسلم بن عقيل رضى اللّه عنه را فرستاد تا براى خدا دعوت كند و از مردم در امر جهاد براى آن حضرت بيعت بگيرد . مردم كوفه با مسلم بيعت كردند و تعهد كردند كه او را يارى كنند و خيرخواه او باشند و بر اين امر پيمان بستند و پيمان خود را محكم كردند ، امّا ديرى نپاييد كه بيعتش را شكستند و از نصرت او شانه خالى نمودند و او را تسليم كردند ، پس در ميان آنها به قتل