تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و هركس را كه من دوست دارم ، خداوند او را دوست دارد ؛ و هركس را خدا دوست دارد ، وارد بهشت مىكند . و هركس كه اين دو را دشمن مىدارد ، من او را دشمن مىدارم ؛ و هر كه من او را دشمن مىدارم ، خداوند او را دشمن مىدارد ؛ و هر كه خداوند دشمن بدارد ، او را در آتش جهنم وارد مىكند . همچنين فرموده : اين دو فرزندم دو ريحانهء ( گل خوشبوى ) من از دنيا مىباشند . * زر بن حبيش از ابن مسعود روايت كرده است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در حال نماز بود ، حسن و حسين عليهما السّلام آمدند و بر پشت آن حضرت سوار شدند ، و چون آن حضرت سر از سجده برداشتند آن دو را به آرامى گرفتند ، پس چون حضرت بار ديگر سر بر سجده نهاد ، آن دو نيز بار ديگر بازگشتند و بر پشت آن حضرت سوار شدند ؛ وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از نماز فارغ شد يكى را بر ران راست خود نشاند و ديگرى را بر ران چپ سپس فرمود : هركس كه مرا دوست دارد بايد اين دو را دوست بدارد . و اين دو حجت خداوند براى پيامبرش در ماجراى مباهله بودند ، و نيز حجت خداوند پس از پدرشان امير مؤمنان عليه السّلام بر امّت در دين و شريعت مىباشند . * محمد بن ابى عمير به نقل از راويان خويش از ابى عبد اللّه ( امام صادق عليه السّلام ) روايت كرده است كه حسن بن على عليه السّلام به يارانش فرمود : خداوند دو شهر دارد ، يكى در مشرق و ديگرى در مغرب ؛ و خدا در اين دو شهر خلايقى دارد كه هرگز به فكر معصيت و نافرمانى از او هم نيفتاده ، و به خدا سوگند نه در آن دو شهر و نه در ميان آنها حجتى از خداوند براى بندگانش جز من و برادرم حسين عليه السّلام نيست . * همچنين روايتى به اين مضمون از امام حسين عليه السّلام آمده است كه آن حضرت به ياران ابن زياد فرمود : شما را چه شده است كه در جنگ با من يار و مددكار هم شديد ؟ به خدا سوگند چنانچه مرا به قتل برسانيد ، حجت خدا را بر خودتان به قتل رسانديد ، به خدا سوگند كه در بين جابلقا و جابرسا فرزند پيغمبرى كه خداوند به وسيلهء او بر شما حجت را تمام كرده باشد جز من نيست . و منظور حضرت از جابلقا و جابرسا همان دو شهرى است كه برادرش حسن عليه السّلام آن را ذكر كرده است .