تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
معاويه در آن نامه شرطهاى بسيارى بر خود واجب كرد و تعهدات بسيارى را به گردن گرفت ، تعهداتى كه در صورت عمل كردن به آنها منافع زيادى دربر داشت . امام حسن عليه السّلام نسبت به گفته‌ها و تعهدات معاويه اطمينان نكرد و دانست كه معاويه در پى حيله و نيرنگ است ولى ناچار بود كه پاسخ مثبتى به درخواست‌هاى معاويه مبنى بر ترك جنگ و مخاصمه و صلح كردن بدهد ؛ زيرا همان گونه كه گفتيم ياران آن حضرت به او اعتقاد آنچنانى نداشتند و در كار او اخلال مىكردند و همواره با آن حضرت مخالفت مىنمودند ؛ و نيز به خاطر اينكه بسيارى از آنها ريختن خونش را حلال مىدانستند و در صدد بودند او را به دشمنش تسليم كنند ؛ به علاوه جريان خيانت پسر عمويش و پيوستن وى به لشكر دشمن ، و دل بستن مردم به دنياى زودگذر و بىميلى آنان به آخرت از عواملى بودند كه امام عليه السّلام را ناچار به پذيرش پيشنهادهاى معاويه نمود . پس امام حسن عليه السّلام پيمان‌ها و تعهدات محكمى از معاويه گرفت ، و حجت را بر او تمام كرد ، و هيچ عذرى ميان خود و او در نزد خداى متعال و نزد همهء مسلمانان باقى نگذاشت . همچنين بر او شرط كرد كه دشنام به امير مؤمنان عليه السّلام ترك گردد و در قنوت نماز به آن حضرت نفرين نشود و شيعيان او در امان باشند و به هيچ يك از آنان آسيب نرساند و هر كدام از آنها اگر حقّى داشته باشد ، حقّش را به او بدهند . معاويه همهء اين شرطها را پذيرفت و تعهد كرد آنها را به كار بگيرد ، و سوگند ياد نمود كه نسبت به آنها وفادار بماند .

[ آشكار شدن حقيقت معاويه ]

چون صلح بر سر اين شرطها برقرار شد ، معاويه به راه افتاد تا اينكه در نخيله « 1 » فرود آمد ، و آن روز جمعه بود پس معاويه نماز جمعه را با مردم خواند و خطبه‌اى ايراد كرد و در آن خطبه گفت : به خدا سوگند من با شما نجنگيدم تا نماز بخوانيد و روزه بگيريد ، و نه براى
هامش
( 1 ) . نخيله : محلى است نزديك كوفه . ( معجم البلدان : 5 / 278 )