تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و يارانش در طفّ به وقوع پيوست ، آنگاه كسانى كه گفته‌اش را شنيده بودند مصداق خبرى را كه به آنها فرموده بود دانستند . آن ماجرا از جملهء علم به غيب و خبر دادن از واقعه پيش از وقوع آن مىباشد ، كه همان‌گونه كه يادآور شديم معجزه‌اى آشكار و نشانه‌اى روشن است . اخبار در اين زمينه آنقدر فراوان است كه شرح آنها به طول مىانجامد ، و آنچه كه بيان نموديم براى منظور ما كافى است .

[ معجزات و خوارق عادات صادره از امير مؤمنان عليه السلام ]

فصلى ديگر [ فتح قلعهء خيبر ]

از نشانه‌هاى درخشان امير مؤمنان عليه السّلام آنچه كه خداوند متعال از قدرت در او نشان داد و او را از حيث نيرو ممتاز گرداند و با شگفتىها در او خرق عادت فرمود . از آن جمله آنچه كه آثار و اخبار دربارهء آن بسيار آمده و دانشمندان بر آن متفق شدند و دوست و دشمن آن را پذيرفتند كه امير مؤمنان عليه السّلام در ماجراى خيبر درب قلعه را با دست خويش از جا كند و آن را بر زمين افكند كه البته سنگينى آن به قدرى بود كه كمتر از پنجاه نفر نمىتوانستند آن را بردارند . و اين ماجرا را عبد اللّه بن احمد بن حنبل در ضمن آنچه كه از بزرگان خود روايت كرده است يادآور شده و مىگويد : اسماعيل بن اسحاق قاضى به ما گفت : ابراهيم بن حمزه ، از عبد العزيز بن محمد ، از حرام ، از ابى عتيق ، از دو فرزند جابر ، از جابر روايت كرده كه مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جنگ خيبر پرچم را به دست على بن ابى طالب عليه السّلام داد پس از آنكه او را دعا فرمود . پس على عليه السّلام شتابان به راه افتاد در حالى كه يارانش به او مىگفتند : آرام‌تر ، تا اينكه به قلعه رسيد و درب آن را كشيد و بر زمين افكند ؛ سپس هفتاد نفر از ما در اطراف درب گرد آمدند و نهايت كوشش آنان اين بود كه آن را باز گرداندند . و اين از مواردى است كه خداوند متعال او را به نيرو و قدرت ممتاز گرداند و خرق عادت فرمود و آن را نشانه و معجزه قرار داد ؛ همان‌گونه كه در پيش آورديم .