بدترين روز اين گروه گرد آورد ، و هيچ كس نمىتواند در برابر خداوند چيزى را اختيار نمايد بلكه اختيار و تمامى امور از آن خداوند است .
ناقلان آثار روايت كردهاند كه : مردى از بنى اسد نزد امير مؤمنان عليه السّلام ايستاد و گفت : اى امير مؤمنان ! شگفتا از شما اى بنى هاشم چگونه اين امر را از شما دور ساختند در حالى كه شما از نظر نسب و تعلق به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و فهم قرآن برترين افراد هستيد ؟ !
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اى فرزند دودان ! تو سست عقيده و تنگ سينهاى ، در جايى نامحكم مىافكنى ، تو حرمت خويشاوندى و حقّ پرسش دارى و خواستى بدانى پس بدان ، خلافت امرى برگزيده بود كه نفوس گروهى از آن گذشتند و نفوس گروهى ديگر بر آن بخل و حرص ورزيدند . پس واگذار آن به غارت رفتهاى كه در اطرافش فرياد كشيده شد ، و دربارهء كار فرزند ابو سفيان سخن بران كه روزگار پس از آنكه مرا گرياند ، مرا به خنده واداشته است و هيچ تعجبى ندارد ، به خدا سوگند كه اين افراد از آرامش و نرمى من نااميد گشتهاند و براى فريب و مداهنه در ذات خداوند كوشيدند امّا آن كار از من بسيار دور است ، پس اگر سختىهاى بلا از ما روىگردان شوند ايشان را به سوى حقّ محض ببرم ، و اگر خلاف آن شود خود را در اندوه آنان هلاك نساز و بر افراد فاسق غمگين مشو .
فصل سخن او عليه السّلام در زمينهء حكمت و پند و اندرز
* خدايتان بيامرزد ! از راه عبورتان ( دنياى خود ) براى محل اقامت خود ( آخرتتان ) توشه برگيريد و پردههاى خود را ندريد نزد كسى كه رازهاى شما پيش وى مخفى نماند ، و دلهاى خود را از دنيا خارج سازيد پيش از آنكه بدنهاى شما از آن بيرون برده شوند ، كه شما براى آخرت آفريده شديد و در دنيا زندانى گشتيد ، وقتى كه انسان بميرد ملائكه گويند : چه پيش فرستاده ، و مردم گويند : چه واگذارده است .
خدا پدرانتان را بيامرزد ! اندكى پيش بفرستيد كه از آن شما باشد و همه را واپس نگذاريد كه عليه شما گردد كه همانا مثل دنيا همچون زهر است ، هركه آن را نشناسد ، از آن