و هيچ تفاوتى با او ندارد و اطاعت از او براى هر كسى كه به اسلام ايمان آورده باشد سخت نبود و او را از نظر مرتبت پايينتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىديد .
در اين زمينه امير مؤمنان عليه السّلام فضيلتهاى بسيارى دارد كه ويژهء او است و كسى در آنها با او شريك نشد ، و هيچكس در نظير آن نيز همتراز وى نگشت ، و علم خداوند متعال و پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بر مصلحتانديشى مبتنى است در اين بود كه امير مؤمنان عليه السّلام مأمور اين كار شود و نه كسى ديگر ، كه اين امر روشنكنندهء اين واقعيت است كه انتخاب على عليه السّلام براى كارهاى بزرگ و مهم صورت مىگيرد ، همانگونه كه مصلحتانديشى علم خداوند متعال ظاهر شد در انتخاب شخصى كه براى نبوّت برانگيخت ؛ و اين نشانهء آن است كه ايشان برترين همهء خلايق هستند .
فصل [ در برخورد آن حضرت با آزاردهندگان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
پيمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با مسلمانان در هنگام عزيمت به مكه اين بود كه جز با كسى كه با آنان بستيزد ، پيكار نكنند ؛ و به كسانى كه به پردههاى كعبه درآويختند امان داد جز چند نفرى كه آن حضرت را آزار مىدادند ، از جمله : مقيس بن صبابه ، ابن خطل عبد العزّى ، ابن ابى سرح و دو كنيزى كه در هجو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم غنا و در ماتم و سوگ كشتههاى جنگ بدر مرثيه مىخواندند كه امير مؤمنان عليه السّلام يكى از آن دو كنيز را كشت و ديگرى گريخت تا اينكه بعدا به او امان داده شد امّا در هنگام حكومت عمر بن خطّاب اسبى در ابطح او را زد و كشت .
امير مؤمنان عليه السّلام همچنين حويرث بن نقيذ بن كعب را به هلاكت رساند ، كه او جزو افرادى بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در مكه مىآزرد .
[ ماجراى امير مؤمنان عليه السّلام با خواهرش ام هانى ]
به على عليه السّلام خبر رسيد كه خواهرش ام هانى عدّهاى از بنى مخزوم را پناه داده است از جمله حارث بن هشام و قيس بن سائب . پس در حالى كه كلاهخود و زرهآهنين بر سر