آنقدر به تأخير مىانداخت كه هدف پيامبر از بين مىرفت .
بنابراين توفيق خداوند متعال همسو بود با چارهانديشى امير مؤمنان عليه السّلام در آنچه براى ابو سفيان انديشيد ، تا اينكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مقصود خود يعنى فتح مكه نائل آمد .
فصل [ پرچمدارى در روز فتح مكه ]
وقتى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سعد بن عباده دستور داد كه با پرچم وارد مكه شود ، او بر مردم سخت گرفت و خشم درونى خود را بر آنان هويدا ساخت و در حالى وارد مكه شد كه مىگفت :
اليوم يوم الملحمه * اليوم تسبى الحرمه « 1 »
چون عباس رضى اللّه عنه آن سخن را شنيد به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اى رسول خدا ! آيا نمىشنوى كه سعد بن عباده چه مىگويد ؟ من بيم آن دارم كه به قريش حمله برد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : يا على ! به دنبال سعد برو و پرچم را از او بگير و تو با آن وارد مكه شو .
امير مؤمنان عليه السّلام به دنبال سعد رفت و پرچم را از او گرفت ، و سعد از دادن پرچم امتناع نورزيد .
پس جبران تندروى سعد در اين زمينه به وسيلهء امير مؤمنان عليه السّلام بود ، و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كسى را در ميان مهاجران و انصار جز على عليه السّلام را نيافت كه شايستگى دريافت پرچم از بزرگ انصار داشته باشد ، و دانست كه اگر كسى جز على عليه السّلام بخواهد پرچم را بگيرد سعد از دادن آن خوددارى خواهد ورزيد ، و تدبير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امتناع سعد تباه مىشد و ميان مهاجران و انصار اختلاف پديد مىآمد ، و از آنجايى كه سعد در برابر هيچيك از مسلمانان و همهء مردم جز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سر فرود نمىآورد و نيز گرفتن پرچم توسط خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درست نبود ، كسى را به اين كار گمارد كه جانشين خود او است
هامش
( 1 ) . امروز روز پيكار و انتقامجويى است ، امروز زنان به اسارت گرفته مىشوند .