پذيرفته نمىشوم . آن وقت وصيتنامه خود را تنظيم ، ثروت خود را بين فرزنداناش تقسيم و سفارش مىكند هرچه را كه به ديگران بدهكار است بپردازند و طلب هاى او را بگيرند . دو شاهد آنچه را كه او مىگويد مىنويسند ، سپس او مىرود و ديگر هرگز ظاهر نمىشود . كاهنان با چنين دروغ و ترفند و چشمبندى فريبكارانه موقعيت خود را محكم مىكنند و به اين ترتيب مىگويند نظير آنها در دنيا وجود ندارد .
از آنجا تا چين چهل روز راه است . اين كشور در دورترين نقطهى شرق قرار گرفته . مردم مىگويند راه چين در اقيانوس از كنار درياى يخ مىگذرد . ستارهى اريون منظومه جبّار فرمانرواى اين درياست . اگر به دستور او دريا طوفانى شود ، اين طوفان آنقدر شديد است كه اگر يك كشتى در اقيانوس باشد هيچ ناخدايى نمىتواند آن را كنترل كند و كشتى به درياى يخ مىافتد و از حركت بازمىماند . سرنشينان كشتى تا وقتى زنده مىمانند كه چيزى براى خوردن داشته باشند و بعد از آن همگى از گرسنگى مىميرند . تابهحال كشتى هاى زيادى به اين وضع دچار شدهاند و از بين رفتهاند .
اما سرانجام دانش بشر در اينجا نيز پيروز شد و وسيلهاى يافت كه بتواند از اين محل خطرناك جان
سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: رابى بنيامين تودولايى
ص١٣٩