تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
سالم به در ببرد . اين وسيله ، پوست گاو بود . حال اگر اقيانوس طوفانى مىشد و كشتى به درياى يخ پرت مىشد . سرنشين كشتى يك چاقو برمىداشت و به داخل پوست گاو مىرفت و آن را از داخل مىدوخت تا آب وارد آن نشود و خود را روى يخ‌ها مىانداخت . آن وقت عقابى كه به آن سيمرغ مىگفتند با اين تصور كه يك چهارپا آن‌جاست پايين مىآمد و طعمه را مىگرفت و با خود به خشكى مىبرد و در يك دره يا بر روى يك كوه فرود مىآمد ، وقتى مىخواست طعمه را بخورد ، آن شخص با مهارت به كمك كاردى كه در دست داشت ، سيمرغ را مىكشت و از پوست بيرون مىآمد و آن‌قدر مىرفت تا به جايى برسد . خيلى از آدم‌ها به اين طريق نجات پيدا كرده‌اند « 1 » . از آن‌جا تا جين‌گوله « 2 » 15 روز راه دريايى است . در جين‌گوله يك هزار خانواده‌ى يهودى زندگى مىكنند . از آن‌جا پس از يك سفر هفده روزه‌ى دريايى به خولان « 3 » مىرسيم . اما در آن‌جا هيچ يهودى ديده نمىشود .
هامش
( 1 ) . بىشك تمام اين مطالب افسانه است . يادداشت‌هاى بنيامين درباره نقاطى كه خود نديده از قصه‌هاى رايجى انباشته است ، كه بيان و باور آن ، به زمان او عادى بود . ( ويراستار ) ( 2 ) .Gingoleh .( 3 ) .Khulan .