تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢

احوالات ميرزا رضا كرمانى

ميرزا رضا پسر ملا حسين عقدائى است و عقدا دهى است از توابع يزد . چون ميرزا رضا در كرمان متولد شده و تربيتش نيز در كرمان بود ، لذا كرمانى محسوب مىشود و در اوائل سن و جوانيش سفرى به طهران كرد و يك سال و خرده‌اى در طهران توقف نمود و خدمت مرحوم سيد جمال الدين رسيده و مجذوب سيد شد . پس از تبعيد اولى سيد از طهران ، ميرزا رضا در مجالس بد از شاه مىگفت مرحوم آقا سيد عبد الرحيم معين التجار اصفهانى كه در كرمان متوطن بوده و آن ايام آمده بود به طهران ، ميرزا رضا را از طهران به كرمان عودت داده ، زمان مراجعت به كرمان به همان وضع پايتخت حركت مىكرد يعنى متكلم مىشد به كلماتى كه احدى از اهل كرمان جرئت تكلم به آن كلام را نداشت ، يعنى مىگفت : چرا قبول ظلم مىكنيد و چرا بدون جهة مال و عرض خود را از دست مىدهيد ؟ جمع شويد و نگذاريد حاكم شما را سوار شود . نگذاريد اموالتان را غارت كند . ديگر مىگفت : در طهران كه پايتخت است مردم مىگويند ، مىشنوند . با شاه ملاقات مىكنند پادشاه انسانى است مثل شما به عرايض متظلمين رسيدگى مىكند ، ديوانخانهء عدليه دارد و آنچه حكومت يا اجزاء او بخواهند مال مردم را ببرند حق ندارند ، حاكم بايد ماليات بگيرد و نظم مملكت را بدهد ، حاكم حق ندارد دختران رعيت را به زور ببرد . و ضمنا مدعى مرحوم حاج آقا ابو جعفر هم شد كه ملك شورو ، كه وقف بر جماعتى است به اجازهء پدر من بوده و بايد در تصرف من باشد . آن مذاكرات و اين ادعا با تبعيت و تقليد از سيد جمال الدين باعث شد كه ميرزا رضا را گرفته و چندى او را در حبس داشتند تا اين‌كه علماء كرمان از او توسط كرده و او را از حبس نجات دادند . اين دفعه ميرزا رضا به عنوان تظلم روانهء طهران شده و در طهران آنچه تظلم نمود كسى به داد او نرسيد . بلكه نايب السلطنه كامران ميرزا برحسب خواهش آقا بالا خان معين نظام كه اين اواخر وكيل الدوله و بالاخره سردار افخم شده بود ، ميرزا رضا را به حبس انداخت . آقا بالا خان معين از حبس و قتال نترسيد . از جهالت ايرانى خسته نشويد . از حركات مذبوحانهء سلاطين متوحش نگرديد . با نهايت سرعت بكوشيد . با كمال چالاكى كوشش كنيد . طبيعت بشما يار